{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یکی بود یکی نبود..

یکی بود یکی نبود..
هرکی بود غریبه بود...
از دلم خبر نداشت..
که تورو از دلم ربود..
هرکی بود هرچی که داشت..
قد من عاشق نبود..
واسه چشمای سیات..
بخدا لایق نبود..
گول نگاشو خوردم و..
دلم رو بستم به چشاش..
دیوونه بودم مثله شمع..
یه عمری آب شدم به پاش..
بعد یه عمر آزگار..
عشق منو گذاشت کنار..
رفت پی یه عشق دیگه..
اونم سپرد به روزگار..ا
ز اولش هیچکی نبود..
هیچکی به دادم نرسید..
قصه من به سر رسید..
دلم به عشقش نرسید
دیدگاه ها (۱)

من پذیرفتم شکست خویش راپندهای عقل دور اندیش رامن پذیرفتم که ...

شب گریه های زار امانم نمی دهدنفرین روزگار امانم نمی دهدگفتم ...

هر شب مرا با خود میبریمیبری به جایی که تاریک است و روشنایی آ...

می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکستآنچنان که تار و پود قلب ...

اهم اهم شروع میکنم

KIM V

جادویی عشق part ۷۱ضربه اي به در زدم و رفتم داخل کلافه و اشفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط