{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(پارت چهارم ). عضو هشتم

(پارت چهارم ). عضو هشتم

که یهو ماشین پنچر شد
جونگ کوک:اینم از شانس ما
یونگی:گندش بزنن
یونگمین: یکیتون بره اچار پیچ گوشتی بیاره
جیمین:من میرم
جیمین رفت و کل وسایل رو آورد
جیمین: بفرمایین استاد
جیمین داشت کسوت بازی در می‌آورد که یونگمین بخنده جاش یونگی و جیهوپ داشتن میترکیدن بعد ربع ساعت یونگمین ماشین رو درست کرد بعد بحث شد سری که کی راننده باشه
جیمین:من می‌شینم پشت فرمون
تهیونگ:نه تو رانندگیت به درد هیچ نمیخوره من پشت فرمون می‌شینم
جونکوک:نه من می‌شینم
جیهوپ:هیشکی نمی شینه یونگمین میشینه
(جیهوپ هم عشقشو پیدا کرد😂🤣)
یونگمین:من بشینم؟؟
جیهوپ:اره تو بشین
یونگمین:باشهههه.......ولی کمربند بزنین
ات:حالا مگه چطوری میخوای بدرونی که بخواهیم کمربند بزنیم..........(آت با یونگمین زیاد جور نیست واسه همین)
تهیونگ:من به راننده نشستن یونگمین سر حرف ات احساس خوبی ندارم
جیمین:من که اعتماد دارم
تهیونگ:فک نکنم🤣🤣

ویو یونگمین

سر حرف ات من اعصابم خورد شد سوار شدم و ماشین رو روشن کردمو ماشین رو از پارکینگ در آوردم و با سرعت بالا گاز دادم و رفتم سمت اتوبان چون مقصدمون یه روستا سنتی بود اسمش روستا یونگسانگ بود منم با سرعت زیاد بین ماشین ها لایی می‌کشیدم که..............
(کرم درون ولی ببخشید چون کم نوشتم😢)

شرط ها برای پارت بعدی
۱۰لایک. ۵کامنت.
دیدگاه ها (۰)

😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

#رز_سفید_من#پارت_۲دو شب گذشت. جیمین با ماشین مخصوصش توی پیست...

#سناریو وقتی تاب سواری می کنیم سرعتش خیلی بالا می ره می افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط