{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو کافه پیشم نشسته بود

تو کافه پیشم نشسته بود
از اینکه پیشش سیگار بکشم،بَدِش میومد
یِ نخ روشن کردم
از دستم گرفت و عمیق پک زد
فندَکُ گذاشتم زمین
گفتم چرا دشمنی میکنی
گفت مگه دوست هم بودیم؟
فندکُ ورداشتم
سیگارو روشن کردم
عمیییق پک زدم
من دوسش داشتم
دیدگاه ها (۲)

I'll have you, no matter how long it take..یه روز تورو خواهم...

آلزایمر که بگیرم؛ یادم نمی آید موهای دخترم بلند بود یا کوتاه...

من بدم همیشه:)همیشه بده منم:)بده منم همیشه:)

نه اینکه حرفی نباشدهست خیلی هم هستاما عاشق ها می دانند دلتنگ...

پارت 1ویو ات سلام من پارک ات هستم دوساله با پارک جیمین تو را...

𝓈𝓂𝒾ℓℯPart"3"تهیونگ: برام قهوه بیار اتاقم .....‌☆ویو هانا☆دیگ...

𝑝𝑎𝑟𝑡2اسم فیک:𝐼 𝑙𝑖𝑘𝑒 𝑗𝑖𝑛ویو جین:داشتم ویسکی میخوردم که دیدم د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط