آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد
 عاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما نشد
 
آمدم تا از سر دلتنگی و دلواپسی
 گریه تلخی در آغوشت کنم اما نشد
 
آرزو کردم که یک شب در سراب زندگی
 چون شراب کهنه ای نوشت کنم اما نشد
 
نازنینم، نازنینم یاد تو هرگز نرفت از خاطرم
 آمدم تا این سخن آویزه گوشت کنم اما نشد
 
شعله شد تا به دل خاکستر احساس تو
لحظه ای رفتم که خاموشت کنم اما نشد
 
بعد از آن نامهربانیهای بی حد وحصر
سعی کردم تا فراموشت کنم اما نشد
دیدگاه ها (۳)

کیستی که من جز او نمی بینم و نمیابمدریای کدام پشت پنجره ای؟ک...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد عاشقانه تکیه بر دوشت کنم ام...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشد / عاشقانه تکیه بر دوشت کنم ...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم…. اما نشد! عاشقانه تکیه بر دوشت کنم...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

آمدم تا مست و مدهوشت کنماما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنماما ن...

آمدم تا مست و مدهوشت کنم اما نشدعاشقانه تکیه بر دوشت کنم اما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط