{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حــڪایت‌آمـــوزنده

حــڪایت‌آمـــوزنده
✍گـويند: صــاحب دلى براى ڪاری
وارد جمعی شد حاضــرین همه او را
شـــــناختند پس از او خواستند ڪه
پس از انجام ڪارهایش پـند گويد
پــذيرفـت.

ڪارهایـش ڪه تمام شد همگـی
نشستند و چـشم ها به سوى او بود
مـرد صاحب دل خطاب به جـماعت
گفـــت:

ای مــــردم هر ڪس از شـما ڪه
مى داند ڪه امــروز تا شـب خـواهد
زيـست و نخـــواهد مُـــرد برخــــيزد!
ڪسى برنخاست گفت: حالا هرڪس
از شما ڪه خود را آماده مرگ ڪرده
است برخيزد! باز ڪسى بـــرنخاست!

گـــفت: شگــفتا از شــما ڪـه به
مـــاندن اطمينان نداريد و بـــــراى
رفـــــتن نيز آمــــــاده نيـــــستيد!
#حکایت_خوبان #حکایت #حکیمانه #مرد_صاحبدل
دیدگاه ها (۰)

گویند :صاحب دلی برای کاری وارد جمعی شد حاضرین همه او را شناخ...

گویند : صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت.نمازگزاران ،...

گویند :صاحب دلی برای کاری وارد جمعی شد حاضرین همه او را شناخ...

گویند صاحب دلی، وارد جمعی شد.حاضرین همه او را شناختند ؛و از ...

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت.نمازگزاران ،...

گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفتنمازگزاران ، ...

#داستان_امشب...آمادگی برای رفتنصاحب دلی برای اقامۀ نماز به م...

#تلنگر 94گویند : صاحب دلی ، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نم...

صاحب دلى ، براى اقامه نماز به مسجدى رفت . نمازگزاران ، همه ا...

گویند صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران، ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط