{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت

پادشاهی بود که فقط یک چشم و یک پا داشت.
پادشاه به تمام نقاشان قلمرو خود دستور داد
تا یک پرتره زیبااز او نقاشی کنند.

اما هیچکدام نتوانستند؛
آنان چگونه می‌توانستند با وجود نقص در یک
چشم و یک پایپادشاه،
نقاشی زیبایی از او بکشند؟

سرانجام یکی از نقاشان گفت که
می‌تواند این کار را انجام دهد
و یک تصویر کلاسیک از پادشاه نقاشی کرد.

نقاشی او فوق‌العاده بود
و همه را غافلگیر کرد.
او شاه را در حالتی نقاشی کرد
که یک شکار را مورد هدفقرار داده بود؛

نشانه‌گیری با یک چشم بسته
و یک پای خم شده.

چرا ما نتوانیم از دیگران چنین تصاویری
نقاشی کنیم؛

پنهان کردن نقاط ضعف
و برجسته ساختن نقاط قوتآنان.
دیدگاه ها (۳)

!؟!؟

!؟!

همیشه چای برایمبیشتر از یک نوشیدنی ساده بود ...چای بهانه ایس...

الهی آرامش درونم راسپاس.الهی سلامتی جسمم را سپاس.الهی آگاهی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط