یادت هست یکشب توبمن گفتی نترس ازسیاهی شب
یادت هست یکشب توبمن گفتی نترس ازسیاهی شب
وکنارم ماندی تاکه تاریکی رفت
توکه یادت نیست
که چقدرخوب بودی؟
وبرایت که مهم نیست چه شبهادیدم
وبجان لرزیدم
وچقدرترسیدم
چه خیالیست مرا
بگمانم هستی...
من نمیترسم عشق...کاشکی تاریکی نفسم راببرد
توکه رفتی دگرچه خیال است دنیا
به چه میارزدجان
نفس من بودی...ومن امشب تنهاااا
خاطرات امشب همنشینم شده اند
غزلی میخوانیم...
تاخودصبح که روشن بشود
توکنارم هستی
دستهای گرمت بنوازش هستند
نگرانت هستم
توکجای ایا....
اه...گم شده ام ....بازبیا....بی تابم
من یادت هستیم
توکجایی حالا؟؟؟؟؟
وکنارم ماندی تاکه تاریکی رفت
توکه یادت نیست
که چقدرخوب بودی؟
وبرایت که مهم نیست چه شبهادیدم
وبجان لرزیدم
وچقدرترسیدم
چه خیالیست مرا
بگمانم هستی...
من نمیترسم عشق...کاشکی تاریکی نفسم راببرد
توکه رفتی دگرچه خیال است دنیا
به چه میارزدجان
نفس من بودی...ومن امشب تنهاااا
خاطرات امشب همنشینم شده اند
غزلی میخوانیم...
تاخودصبح که روشن بشود
توکنارم هستی
دستهای گرمت بنوازش هستند
نگرانت هستم
توکجای ایا....
اه...گم شده ام ....بازبیا....بی تابم
من یادت هستیم
توکجایی حالا؟؟؟؟؟
- ۶۷۰
- ۲۱ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط