چقدر این روزها بی حوصله گی در من خانه زاد شده ؛

چقدر این روزها بی حوصله گی در من خانه زاد شده ؛
دلگیری تمامِ ورودی های چشم هایم را بلد شده است.
دلتنگی ها به شکلِ مضحکی به پریشانی ام میخندند.
میخورند ؛
میخوابند ؛
و رختِ خوشحالی را در دلم میشورند و آویزانِ دلم میکنند.
از تن و بدنم انگار خیالِ بیرون رفتن ندارند.
چقدر این کوچک های بی حوصله ؛
به زندگی ام وفادار چسبیده اند.
که خیالِ تنها گذاشتن ام را با خوش خیالی هایِ رنگی ام ندارند...
دیدگاه ها (۲)

خیلی وقت ها بلندی موهام خسته ام میکنه، دلم میخواد یه قیچی بر...

خیلی وقت ها بلندی موهام خسته ام میکنه، دلم میخواد یه قیچی بر...

#فنجانی_چای_باخداقسمت هفتادو سومچقدر خدا را شکر کردم که مادر...

سید جعفر عزیزی

تو را می‌بخشم، نه به این خاطر که زخم‌هایت درد نداشتند، و نه ...

#پارت87هام گذاشتم و سعی کردم که بخوابم.نمیدونم چقدر فکر کردم...

🌹 نـــ✒ ــون وَ الْــــقَــلَــم🌹 #آیه_های_جنون #قسمت_شانزد...

فن فیک خاطرات گناهکار " پارت ۲۶ "

میگل2 قسمت8خاطره با دیدن می گل از ماشین پیاده شد-می گل!!!می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط