( پارت ۱۰)
( پارت ۱۰)
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
-سلام سنسه المایت
_سلام +سلام المایت
/سلام میدوریا جوان، سلام هیکاری جوان و سلام باکوگو جوان
*موهای باکوگو رو به هم میریزه*
*باکوگو هم کمی سرخ میشه ولی به اونور نگاه میکنه*
_ما اومدیم اینجا کار کنیم
/جای خوبی رو انتخاب کردید، برید پیش ایزاوا تا شما رو ثبت نام کنه
-ممنون سنسه
*رفتن اتاق استاد ایزاوا و بعد از سلام و احوال پرسی شروع کردن که ثبت
نام کنن*
=خب یکی یکی قدرت هاتون و فقط اسم قهرمانیتون رو بگین کافیه
_اسم قهرمانی دکو و قدرت وان فورال
-اسم قهرمانی ملکه رعد و قدرت میتونم رعد و برق های ابی رنگ درست کنم.
+اسم قهرمانی باکوگو و قدرت انفجار
=خب شماره هاتون رو هم دارم وقتی ماموریتی هم داشتیم میگم
*خب الان کلا نه شیگاراکی هست نه لیگ تبهکاران*
سه تاییشون:ممنون فعلا
*وقتی میخواستن از سازمان خارج بشن، اوروراکا و مومو و شوتو و
کیریشیما و مینا رو دیدن*
میدوریا رفت جلو که سلام بده
نام داستان:دیوونه دوست داشتنی
-سلام سنسه المایت
_سلام +سلام المایت
/سلام میدوریا جوان، سلام هیکاری جوان و سلام باکوگو جوان
*موهای باکوگو رو به هم میریزه*
*باکوگو هم کمی سرخ میشه ولی به اونور نگاه میکنه*
_ما اومدیم اینجا کار کنیم
/جای خوبی رو انتخاب کردید، برید پیش ایزاوا تا شما رو ثبت نام کنه
-ممنون سنسه
*رفتن اتاق استاد ایزاوا و بعد از سلام و احوال پرسی شروع کردن که ثبت
نام کنن*
=خب یکی یکی قدرت هاتون و فقط اسم قهرمانیتون رو بگین کافیه
_اسم قهرمانی دکو و قدرت وان فورال
-اسم قهرمانی ملکه رعد و قدرت میتونم رعد و برق های ابی رنگ درست کنم.
+اسم قهرمانی باکوگو و قدرت انفجار
=خب شماره هاتون رو هم دارم وقتی ماموریتی هم داشتیم میگم
*خب الان کلا نه شیگاراکی هست نه لیگ تبهکاران*
سه تاییشون:ممنون فعلا
*وقتی میخواستن از سازمان خارج بشن، اوروراکا و مومو و شوتو و
کیریشیما و مینا رو دیدن*
میدوریا رفت جلو که سلام بده
- ۴.۷k
- ۱۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط