{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی درخواستی وقتی تولدته

تک پارتی درخواستی وقتی تولدته

ویو چانگبین
صبح که از کنار ا.ت بلند شدم که برم کمپانی دیدم ا.ت توی ی حالت خیلی قشنگی خوابیده نمیخواستم از دیدنش دست بردارم که دیدم
اگه نرم کمپانی بنگچان پارم میکنه
بلخره از روی تخت بلند شدم و ساعت رو دیدم که ۶ صبح رو نشون میداد
رفتم ی دوش گرفتم
و از حموم اومدم بیرون رفتم دستشویی و کارای لازم رو انجام دادم و اومدم بیرون آماده شدم و سویچ رو برداشتم ، به سمت پارکینگ حرکت کردم و سوار ماشین شدن از خونه تا کمپانی یک ساعت و بیست دقیقه فاصله داشت.توی همین تایم داشتم با خودم فکر میکردم که یدفعه یادم اومد تولده ا.ت هستش.باید بعد از کمپانی برم و براش کیک تولد بگیرم و هدیه.پس باید کار هام رو زود تر انجام بدم...

ویو ا.ت
صبح بلند شدم دیدم ساعت ۱۰ صبحه ، بلند شدم رفتم توی حموم و ی دوش گرفتم و اومدم بیرون رفتم داخل دستشویی و مسواک زدم و اومدم بیرون.رفتم توی اتاق و لباس هامو پوشیدم و موهام خشک کردم.رپتین بعد از حموم رو انجام دادم و اومدم طبقه ی پایین داشتم صبحونه درست میکردم تا بخورم بعد یادم اومد که امروز تولدمه لبخندی روی لبام جاری شد و صبحونم که آماده شد خوردم و رفتم توی اتاقم ( خب بزارین بهتون بگم که چانگبین که اتاق جدا داره که توی اون کار میکنه یعنی اتاقه کارشه ، ا.ت هم ی اتاق جدا داره که اونم اتاقه کارشه که مثلا توش کتاباشو میزاره و وسایل های تحریری و...) نشستم روی صندلیه میزم یه کتاب تک جلدی که صفحاتش حدوده ۱۰۰ و خورده ای بود برداشت و خوندم و ی ذره هم خونه و اتاق هارو تمیز کردم غیر از اتاق چانگبین چون به وسایل هاش نمیتونم دست بزنم اعصبانی میشه اگه وسیله ای از اتاقش گم بشه.بعد از همه ی این کار ها نشستم جلوی تلویزیون و گفتم تا وقتی که بینی بیاد فیلم میبینم ( چانگبیم ساعت ۶ غروب از کمپانی میاد بیرون ) ساعت ها گذشت حتی از ساعته ۶ غروب ولی چانگبین نیومد با خودم گفتم که حتما کارش خیلی طول کشیده که حدود ساعت ۹ اینا بود که خوابم برد جالب اینجاست که من اصلا توی این تام ها نمیخوام ولی چون خسته بودم خوابیدم....

ویو چانگبین
خب مثله اینکه امروزم دیر میرم خونه مارم دیر تموم شد با چان و هان خدافظی کردم و به سمت ماشین رفتم به ساعتم نگاه کردم که دیدم ساعت ۸ شبه سروش رفتم برای ا.ت یدونه کیک کوچیک خریدم و کادو هم براش ی گردنبند دخترونه خریدم و سریع خودم رو به خونه رسوندم رسیدم خونه در که باز کردم دیدم ا.ت روی کاناپه خوابیده و تلوزیون هم روشنه پیشش نشستم و نگاش کردم...

ویو نویسنده
چانگبین رسید خونه و کبک و کادو ی ا.ت رو توی میز جلوی کاناپه گذاشت و نشست پیشه ا.ت
چانگبین : متاسفم.امروز هم دیر رسیدم ا.ت ببخشید عزیزم
ا.ت آروم چشم هاشو باز کرد و با دیدن چانگبین کنارش لبخندی زود و گفت : عه.چانگبینا اومدی
چانگبین : ببخشید
ا.ت : چرا؟ (با حالت تعجب )
چانگبین : خب امروز تولدت بود و منم نتونستم خودم رو زود برسونم البته برات کیک و کادو هات هم گرفتم عشقم ، من واقعا متاســ..
ا.ت : یااا چانگبینا بسته دیگه مهم نیست اصلا چرا برای ی چیزی که مهم نیست اینقدر عذرخواهی میکنی بشرررر(اعصبانی)
چانگبین: باشه.بیا بزن سر منو بشکون(داد)
ا.ت:‌ نمیخوام(داد)
چانگبین : بخوا(داد)
ا.ت : نمیخوام (داد)
...
(و این داستان ادامه دارد ، پایان )
خب میدونم ریدم عزیزانم بازم مثله همیشه ریدم توی تکپارتی به بزرگیه خودتون ببخشید
https://wisgoon.com/firififivigrir درخواست ایشون
دیدگاه ها (۷)

تک پارتی درخواستی از هان وقتی عضو نهم هستی و مریض میشی و هان...

بچه ها ببینین من میدونم که ریدم درست مثله همیشه و آنکه خواست...

بچه ها کدومتون میدونه اگه توی سروش دیلیت اکانت کنم دوباره می...

هر کدومتون درخواستی سناریو یا تک پارتی فقط سناریو یا تک پارت...

عشق دو طرفه پارت ۱۴

ویو کوکبعد ۴ ساعت بلاخره اومدم خونه که دیدم ا/ت نیست و دوتا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط