{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا جا گذاشته اند

مرا جا گذاشته اند
در دل بادی گریزان
در گلوی ابری خیس
یا تنها برگ ناروان رسیده به زمستان
مرا جا گذاشته اند
در اخرین پندهای مادر
در گوش دختر نوعروسش
الوده است به بغض
در بال پرنده ای به وقت ترک خانه
یا در سوت اخر قطاری که می رود
مرا جا گذاشته اند
در قدم های واپسین سربازی
در اخرین روز نبردی حماسی
در سلاح اخرین سلحشور
یا در نفس های اخر اسب زخمی
مرا جا گذاشته اند
در تن یک ادم
در تن ادمی تنها
یا در خاکستر بجا مانده از ادمی
که اتش گرفته از درد
مرا جا گذاشته اند


#امیرعلی_قربانی


https://t.me/chekamehaibaran
دیدگاه ها (۱۳)

بوسه های منهر صبح نوازش می کند صورتت راچندی استدوستت دارم را...

چون نهالی سست می‌لرزدروحم از سرمای تنهایی ...#فروغ_فرخزاد

به ضعف می رود دل شهریچون بخنده درایی#امیرعلی_قربانی

حال مَن بر همه پیداست، چه پنهان از تو#هلالی_جغتایی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط