{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی بعد از ظهرها با مادرم می‌رفتم خونه مادربزرگم بهش سر

وقتی بعد از ظهرها با مادرم می‌رفتم خونه مادربزرگم بهش سر بزنم
هیچ وقت فکر نمی‌کردم همین سر زدن یک ساعته‌ی روز برام بشه رویا و آرزو
و کلی دلتنگش بشم‌...

پس تا هستند باید قدر بدونیم :)
دیدگاه ها (۰)

شادی روحش صلوات

ویلیام فیلیپس انو، مخترع قوانین رانندگی، چراغ راهنما، خط کشی...

پارت چهار.....روم و برگردوندم با تهیونگ روبه رو شدم اون.. او...

رییس مافیایی من⛓🖤❤️‍🔥#پارت۲هردومون خندیدیم و من یه پس گردنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط