{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من فقط همهمه ی فاصله را می فهمم

من فقط همهمه ی فاصله را می فهمم
زایمان کرده ام و قابله را می فهمم

عشق معنای عجیبی ست که من کم دارم
از کرامات تو تنها گله را می فهمم

لیز و لرزان و لب مرز قدم میزدی و
در دلت نیستم و یک دله را می فهمم

آنچه را یافته ام سخت گزاف است ، به طبع
لاجرم پوچی این حاصله را می فهمم

قبر می کندم و در خاک تو می فهمیدم
آخر سنگ ، لحد ، من هله را می فهمم

هر شب از پوچی این فکر تنم می لرزد
در برم نیستی و مشغله را می فهمم

گرچه من جمع کثیری ز کمی ها هستم
بیشتر معنی کم حوصله را می فهمم.
دیدگاه ها (۲)

.....

من که در تنگ برای تو تماشا دارمبا چه رویی بنویسم غم دریا دار...

بنده را گستاخ می سازد حضور دائمی مرحمت کن ، گاه گاه از خویش ...

ای دلنگران، که چشم هایت بر درشرمنده که امروز به یادت، کمترجز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط