غریب آشنا با من

غریب آشنا با من،

دلم تنگ است باور کن

پس از تو


زندگی با مرگ همرنگ است باور کن

کمک کن تا دوباره جاده ها بی انتها باشد

نباشی پای رفتن های من سنگ است باور کن

و این بر شانه های عشق یک ننگ است باورکن
دیدگاه ها (۱)

آدمی را دیدم با سایه ی خود درد و دل می کرد !چه رنجی می کشد ا...

در غم عشق نبودیّ و محبت کردیاین هم از لطف شما بودو نمیدانستی...

اگر کلمه دوستت دارم قیام علیه بندهای میان من و توستاگر کلمه ...

اندر دل من، درون و بیرون همه ی او استاندر تن من، جان و رگ و ...

بمان در سینه ام ز آنجا که هم جانی و جانانینفس میگیرم از بویت...

(۲part)..... نامه ای به وجودم.. ـــــــــــــــ.... سوالت به...

وقتی بر می‌گردم به‌شب‌هایی‌ که با خیـأل تو می‌خوابیدم، عمیـق...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط