خواسته های یک مادر
خواسته های یک مادر:
زمانی که پیر شدم، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا صحبت هایم تکراری و کسل کننده شد یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم،
برای سرگرمیت مجبور میشدم بارها داستانی را برایت تعریف کنم،
وقتی بی خبر از پیشرفتهای امروز سؤالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر،
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من بر میداشتی،
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم،
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.
به افتخار تمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون مایه دلگرمی ماس،
چه اونایی که یادشون همیشه همراه ماس،
خواهشأ کپی کنید اگه دوست داری مادرتو۰۰۰
زمانی که پیر شدم، اگر هنگام غذا خوردن لباسهایم را کثیف کردم و یا صحبت هایم تکراری و کسل کننده شد یادت بیاور وقتی کوچک بودی مجبور میشدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم،
برای سرگرمیت مجبور میشدم بارها داستانی را برایت تعریف کنم،
وقتی بی خبر از پیشرفتهای امروز سؤالاتی میکنم، با تمسخر به من ننگر،
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند،دستانت را به من بده، همانگونه که تو اولین قدمهایت را کنار من بر میداشتی،
یاریم کن همانگونه که من یاریت کردم،
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو این راه را به پایان برسانم.
به افتخار تمام مادران چه آنهایی که هنوز نفسشون مایه دلگرمی ماس،
چه اونایی که یادشون همیشه همراه ماس،
خواهشأ کپی کنید اگه دوست داری مادرتو۰۰۰
- ۷۶۲
- ۱۱ تیر ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط