Part ...
Part:55. #ریاست.عشق
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.
سمت اتاق خودم حرکت کردم
رفتم داخل یه خانوم با چند تا لباس وایستاده بود
نگاهی به لباس ها کردم و بینشون یه کت سرمه ای که یه کمربند داشت و یه شلوار همرنگ کت که دمپا بود رو انتخاب کردم
زنه چند تا وسایل آرایشی هم برام گذاشت و رفت بیرون
رفتم جایی که باید لباس هامو عوض کرد
و لباس هامو عوض کردم
کمربنشو پاپیون کردم و یه کفش پوشیدم
و رفتم سراغ لوازم آرایشی ها و یه میکاپ ساده انجام دادمو از اتاق زدم بیرون
جیمین رفت بود ولی ته مونده بود تا باهم بریم
ته_سلام
+سلام
_ آماده ای بریم
+اوم
با ته سمت پارکینگ رفتیمو سوار شدیم
بعد چند مین رسیدیم به مراسم از ماشین پیاده شدمو همراه ته رفتم داخل
آدم های زیادی بودن که نمی شناختمشون
ته مشغول صحبت با چند نفر شد منم ازش فاصله گرفتم و سمت جیمین رفتم
جیمین & سلام
+سلام
& واقعا تهیونگ و درک نمی کنم چه طور می تونه با اونا حرف بزنه
+چرا مگه اونا کین
& یه مشت آدم سو استفاده گر که فقط دنبال طرفین که قدرتمنده
+ بهتره بریم بشینیم
بعدم سمت صندلی های رفتم که عموم و چندتا از کارمندای شرکت نشسته بودن
کم کم مراسم شروع شد و رییس های شرکت می رفتن و شرکتشون رو معرفی می کردن
فقط شرکت ما مونده بود
می شد از هم همه آدما فهمید که فکر می کنن عمو یا تهیونگ قراره رییس بعدی شه
تو همین فکر ها بودم که مجری اومد
¢خب بهتره بریم سراغ آخرین شرکت
دعوت می کنم از رییس جدید شرکت پنگ کیم ات
𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞𝐧𝐜𝐲.𝐨𝐟.𝐥𝐨𝐯𝐞.
سمت اتاق خودم حرکت کردم
رفتم داخل یه خانوم با چند تا لباس وایستاده بود
نگاهی به لباس ها کردم و بینشون یه کت سرمه ای که یه کمربند داشت و یه شلوار همرنگ کت که دمپا بود رو انتخاب کردم
زنه چند تا وسایل آرایشی هم برام گذاشت و رفت بیرون
رفتم جایی که باید لباس هامو عوض کرد
و لباس هامو عوض کردم
کمربنشو پاپیون کردم و یه کفش پوشیدم
و رفتم سراغ لوازم آرایشی ها و یه میکاپ ساده انجام دادمو از اتاق زدم بیرون
جیمین رفت بود ولی ته مونده بود تا باهم بریم
ته_سلام
+سلام
_ آماده ای بریم
+اوم
با ته سمت پارکینگ رفتیمو سوار شدیم
بعد چند مین رسیدیم به مراسم از ماشین پیاده شدمو همراه ته رفتم داخل
آدم های زیادی بودن که نمی شناختمشون
ته مشغول صحبت با چند نفر شد منم ازش فاصله گرفتم و سمت جیمین رفتم
جیمین & سلام
+سلام
& واقعا تهیونگ و درک نمی کنم چه طور می تونه با اونا حرف بزنه
+چرا مگه اونا کین
& یه مشت آدم سو استفاده گر که فقط دنبال طرفین که قدرتمنده
+ بهتره بریم بشینیم
بعدم سمت صندلی های رفتم که عموم و چندتا از کارمندای شرکت نشسته بودن
کم کم مراسم شروع شد و رییس های شرکت می رفتن و شرکتشون رو معرفی می کردن
فقط شرکت ما مونده بود
می شد از هم همه آدما فهمید که فکر می کنن عمو یا تهیونگ قراره رییس بعدی شه
تو همین فکر ها بودم که مجری اومد
¢خب بهتره بریم سراغ آخرین شرکت
دعوت می کنم از رییس جدید شرکت پنگ کیم ات
- ۳۴
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط