حصاری پشت درهای قلبم

حصاری پشت درهای قلبم
کشیده بودم...
جسور تر از حصارها بود
مرا بوسید!

آزاد کرد مرا
از خودم،
رها شدم در او...
دیدگاه ها (۱)

دلم كمی نه زيادتنگت شد ..كمی از دلت را بياوربخيه بزن به دل ت...

مانده ام خیره به راهنه مرا پای گریزنه مرا تاب نگاه....

بودن کنار تو رویائیستکہ شاید دست نیافتنۍ باشداما ترا حتۍدر ر...

رقصیدن زیر نور ماه با تو...در حضور ستارگان چشمک زن هیز در حا...

لیسا

پدر! گرچه خانه ما از آینه نبود؛اما خسته ترین مهربانی عالم،در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط