مصاحبه نامجون با Harpers Bazaar Korea
مصاحبه نامجون با Harper's Bazaar Korea
🗣 : خودت رو بیشتر دوست داری؟
🐨 : هنوز بین عشق شدید به خودم و نفرت شدید از خودم تو نوسانم این تغییری نکرده
🗣 : برام جالبه که بدونم شما در حال حاضر کجا هستید؟
🐨 : روی تراس استودیویی در لسآنجلس نشستم و همین حالا ایدهای برای ترک اول آلبوم پیدا کردم و پاهام از شدت صرف انرژی میلرزن و الان حدود ساعت هفت عصره و رطوبت پایین و هوا فوقالعاده هست و روزم؟ خب این اولین تجربه خلاقانه من بعد از یک سال و نیمه برای همین همزمان احساس هیجان و خستگی دارم
🗣 : عکاسی Harper’s Bazaar
🐨 : یادمه انقدر میخواستم فوتوژنیک به نظر برسم که بارها و بارها حالات صورت و ژستهامو جلوی آینه تمرین میکردم حالا عکس گرفتن برام سختتر و پیچیدهتر شده باید چقدر انرژی بذارم؟ حالم و نگرشم باید چطور باشه؟ با این حال همیشه از مقالات Bazaar خوشم اومده بود
🐨 : احساس میکنم چیزای زیادی رو از دست دادم اما دقیقا نمیدونم چه چیزایی شاید به این دلیل که یک سال کامل روی آلبوم RPWP کار کردم و درگیر سرگردانی و تردید بودم و مطمئن نیستم بهتر یا عاقلتر شده باشم اما حس میکنم بزرگتر و پختهتر شدم و اینکه خوب هست یا نه؟
🗣 : کیم نامجون و RM
🐨 : یه دوستی بهم گفت کسانی که بهترین مأموریتهای مخفی رو تا آخرش پیش میبرن جذابترین و باحالترین آدمان گفت که منم مثل اونام اگر بخوام با یه استعاره بگم مثل یک پلیس تو روز و یک دزد تو شب این حرف برای آرامشبخش بود هر دو وجه برام جالب هستن قبلا برام تعادل خیلی مهم بود اما حالا نه حالا میخوام وجوه دوگانه مختلف شخصیت خودمو به اوج برسونم هیچ اولویتی وجود نداره تصمیم گرفتم تو هر دو خوب عمل کنم اگر موفق بشم تعادل خودش به سراغم میاد امیدوارم اگه اینجا خسته بشم اونجا آرامش پیدا میکنم و برعکس و کلا بخوام بگم این همیشه یکسانه وقتی اجرا میکنم یا وقتی بهتازگی آلبومی منتشر کردم شاید چون حس میکنم در برابر طرفدارام همون نسخهای از خودم هستم که بیشتر دوستش دارم و بهش افتخار میکنم تو زندگی شخصی این حس زمانی سراغم میاد که با دوستانی که دوستشون دارم نوشیدنی میخورم و حس میکنم به آدم واقعیتری تبدیل میشم یا وقتی جایی هستم که کسی منو نمیشناسه و هر کاری که میخوام انجام میدم شاید سفرها به این احساس نزدیکتر باشن اما بازم نمیتونم مدت زیادی از این لذت ببرم قبل از اینکه دلم برای خونه تنگ بشه از جهتی دیگه الان که دوباره شروع به خلق کردن کرد همین خلاقیته این روزا بیش از هر چیز باعث میشه حس زنده بودن داشته باشم
🗣 : چه کلماتی بهت کمک کردن دیدگاهت رو گسترش بدی؟
🐨 : به کنسرت موسیقی کلاسیکِ استاد چونمیونگهون رفتم و این اولین بار بعد از بچگیم بود و از دنیایی کاملا متفاوت اومده بودن و شیوه ارائه غیرمعمولشون منو شیفته کر در نهایت این اجرا واقعاً منو تحت تأثیر قرار دادبعد از کنسرت استاد ازم پرسید به نظرم تفاوت like و love چیه گفتنش سخته اما اون به عنوان کسی که با صدا کار میکنه گفت like یعنی ساده بگی I like you اما love یعنی وقتی میگی I loooo—ve you و love رو با یک نت کشیده اپرایی خوند جوابش برام فوقالعاده و بامزه بود و باعث شد بیشتر به تفاوت میان دوست داشتن و عشق فکر کنم
🗣 : چه چیزی باعث شده این مدت طولانی تو دنیای هنر بمونید؟ خسته نمیشید؟
🐨 : این جالبترین بخش ماجراست در نهایتن چیز به اندازه سرگرمی لذتبخش نیست من همیشه به تماشای آدما علاقهمند بودم و از اونجایی که هنر والاترین شکل بیان انسانه کنار نیازهای اولیه بقا شکلهای مختلفش برام شگفتانگیزه هر هنرمند و هر گونهای از هنر بافت منحصربهفرد خودش رو داره و همین منو جذب میکنه درست همونطور که اجرای استاد چون منو تحت تأثیر قرار داد اگر بخوام خلاصه کنم فکر میکنم دلایلی که باعث میشه تو دنیای هنر بمونم سه چیزه سرگرمی و رسالت و عشق
🐨 : هرکسی تعریف خودش رو از آدم خوب داره و برداشت منم متفاوته اما به نظرم آدمهای خوب کسانین که از خودشون میپرسن واقعا آدم خوبی هستم یا نه بعضی وقتا دلم میخواد از این چارچوبها بیرون بزنم و ساده و شفاف زندگی کنم اما شاید همین تردیدها و تلاشهاست که شما رو شکل میده و بخشی از شرطهای خوب بودن هست اگه کمی بیخیالی و معصومیت کودکانه رو هم بهش اضافه کنید فکر میکنم این همون چیزیه که شما رو دوستداشتنی میکنه
🗣 : چه چیزی اساس وجود شما رو میسازه؟
🐨 : قلبی که بیش از حد جهان و آدمها رو دوست داره و نقطه مقابلش یعنی دلبستگی و انکار
🐨 : اگر خودمو وقتی تو تتوکسوم ایستاده بودم ملاقات میکردم احتمالا بهش میگفتم همه چیز بالاخره میگذره اینو نمیدونستی؟ من دوستت از آیندم
🗣 : خودت رو بیشتر دوست داری؟
🐨 : هنوز بین عشق شدید به خودم و نفرت شدید از خودم تو نوسانم این تغییری نکرده
🗣 : برام جالبه که بدونم شما در حال حاضر کجا هستید؟
🐨 : روی تراس استودیویی در لسآنجلس نشستم و همین حالا ایدهای برای ترک اول آلبوم پیدا کردم و پاهام از شدت صرف انرژی میلرزن و الان حدود ساعت هفت عصره و رطوبت پایین و هوا فوقالعاده هست و روزم؟ خب این اولین تجربه خلاقانه من بعد از یک سال و نیمه برای همین همزمان احساس هیجان و خستگی دارم
🗣 : عکاسی Harper’s Bazaar
🐨 : یادمه انقدر میخواستم فوتوژنیک به نظر برسم که بارها و بارها حالات صورت و ژستهامو جلوی آینه تمرین میکردم حالا عکس گرفتن برام سختتر و پیچیدهتر شده باید چقدر انرژی بذارم؟ حالم و نگرشم باید چطور باشه؟ با این حال همیشه از مقالات Bazaar خوشم اومده بود
🐨 : احساس میکنم چیزای زیادی رو از دست دادم اما دقیقا نمیدونم چه چیزایی شاید به این دلیل که یک سال کامل روی آلبوم RPWP کار کردم و درگیر سرگردانی و تردید بودم و مطمئن نیستم بهتر یا عاقلتر شده باشم اما حس میکنم بزرگتر و پختهتر شدم و اینکه خوب هست یا نه؟
🗣 : کیم نامجون و RM
🐨 : یه دوستی بهم گفت کسانی که بهترین مأموریتهای مخفی رو تا آخرش پیش میبرن جذابترین و باحالترین آدمان گفت که منم مثل اونام اگر بخوام با یه استعاره بگم مثل یک پلیس تو روز و یک دزد تو شب این حرف برای آرامشبخش بود هر دو وجه برام جالب هستن قبلا برام تعادل خیلی مهم بود اما حالا نه حالا میخوام وجوه دوگانه مختلف شخصیت خودمو به اوج برسونم هیچ اولویتی وجود نداره تصمیم گرفتم تو هر دو خوب عمل کنم اگر موفق بشم تعادل خودش به سراغم میاد امیدوارم اگه اینجا خسته بشم اونجا آرامش پیدا میکنم و برعکس و کلا بخوام بگم این همیشه یکسانه وقتی اجرا میکنم یا وقتی بهتازگی آلبومی منتشر کردم شاید چون حس میکنم در برابر طرفدارام همون نسخهای از خودم هستم که بیشتر دوستش دارم و بهش افتخار میکنم تو زندگی شخصی این حس زمانی سراغم میاد که با دوستانی که دوستشون دارم نوشیدنی میخورم و حس میکنم به آدم واقعیتری تبدیل میشم یا وقتی جایی هستم که کسی منو نمیشناسه و هر کاری که میخوام انجام میدم شاید سفرها به این احساس نزدیکتر باشن اما بازم نمیتونم مدت زیادی از این لذت ببرم قبل از اینکه دلم برای خونه تنگ بشه از جهتی دیگه الان که دوباره شروع به خلق کردن کرد همین خلاقیته این روزا بیش از هر چیز باعث میشه حس زنده بودن داشته باشم
🗣 : چه کلماتی بهت کمک کردن دیدگاهت رو گسترش بدی؟
🐨 : به کنسرت موسیقی کلاسیکِ استاد چونمیونگهون رفتم و این اولین بار بعد از بچگیم بود و از دنیایی کاملا متفاوت اومده بودن و شیوه ارائه غیرمعمولشون منو شیفته کر در نهایت این اجرا واقعاً منو تحت تأثیر قرار دادبعد از کنسرت استاد ازم پرسید به نظرم تفاوت like و love چیه گفتنش سخته اما اون به عنوان کسی که با صدا کار میکنه گفت like یعنی ساده بگی I like you اما love یعنی وقتی میگی I loooo—ve you و love رو با یک نت کشیده اپرایی خوند جوابش برام فوقالعاده و بامزه بود و باعث شد بیشتر به تفاوت میان دوست داشتن و عشق فکر کنم
🗣 : چه چیزی باعث شده این مدت طولانی تو دنیای هنر بمونید؟ خسته نمیشید؟
🐨 : این جالبترین بخش ماجراست در نهایتن چیز به اندازه سرگرمی لذتبخش نیست من همیشه به تماشای آدما علاقهمند بودم و از اونجایی که هنر والاترین شکل بیان انسانه کنار نیازهای اولیه بقا شکلهای مختلفش برام شگفتانگیزه هر هنرمند و هر گونهای از هنر بافت منحصربهفرد خودش رو داره و همین منو جذب میکنه درست همونطور که اجرای استاد چون منو تحت تأثیر قرار داد اگر بخوام خلاصه کنم فکر میکنم دلایلی که باعث میشه تو دنیای هنر بمونم سه چیزه سرگرمی و رسالت و عشق
🐨 : هرکسی تعریف خودش رو از آدم خوب داره و برداشت منم متفاوته اما به نظرم آدمهای خوب کسانین که از خودشون میپرسن واقعا آدم خوبی هستم یا نه بعضی وقتا دلم میخواد از این چارچوبها بیرون بزنم و ساده و شفاف زندگی کنم اما شاید همین تردیدها و تلاشهاست که شما رو شکل میده و بخشی از شرطهای خوب بودن هست اگه کمی بیخیالی و معصومیت کودکانه رو هم بهش اضافه کنید فکر میکنم این همون چیزیه که شما رو دوستداشتنی میکنه
🗣 : چه چیزی اساس وجود شما رو میسازه؟
🐨 : قلبی که بیش از حد جهان و آدمها رو دوست داره و نقطه مقابلش یعنی دلبستگی و انکار
🐨 : اگر خودمو وقتی تو تتوکسوم ایستاده بودم ملاقات میکردم احتمالا بهش میگفتم همه چیز بالاخره میگذره اینو نمیدونستی؟ من دوستت از آیندم
- ۲.۲k
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط