تک پارتی از تهکوک
تک پارتی از تهکوک
*جونگکوک ، دانشگاه*
*اه...امروز خیلی خستم و سرم درد میکنه ، اصلا حوصله دانشگاه رو ندارم و از همه بدتر اینکه امروز با اون عوضی کلاس دارم ، خودمو روی صندلیم پرت کردم و سرمو روی میز گذاشتم و خوابیدم ، چون خیلی خوشتیپم همیشه سر صندلی های کنار من دعوا است ، همیشه دختر ها سعی میکنن منو اغوا بکنن ولی پوف...من گیم و هیچکس اینو نمیدونه ، تمام دانشگاه روی من و کیم تهیونگ ، استاد دانشگاهمون کراش دارن ، امروز تنها کلاسی که دارم با اونه ، و بعدش مبتونم برگردم خونه و بخوابم ، بخواطر اینکه تمام شب بیدار بودم و فیلم دیدم حوصله ندارم. با شنیدن صدای باز و بسته شدن در و صدای کفش هایی که مخصوص کیم تهیونگ هستن فهمیدم اومده داخل ، پس بدون نگاه کردن بهش کتابم رو در آوردم و روی میزم پرت کردم*
*بعد از کلاس ، تمام طول کلاس لیسا ، دختری که کنارم نشسته بود داشت باهام لاس میزد ولی حتی بهش نگاه هم نکردم ، این خیلی مسخرست. بلندش دم و از دانشگاه رفتم*
*شب ، گی پارتی ، جونگکوک*
*چون دلم میخواسن مست بکنم اومدم گی پارتی ، خودمو روی صندلی پرت کردم و به باریستا گفتم*
جونگکوک: همون همیشگی رو برام بیار
تهیونگ:پس حدسم درست بود
*بعد از چند لحظه متوجه شدم چی میشنوم ، سریع سرمو سمت صندلی کناریم چرخوندم*
جونگکوک: ا...استاد کیم؟ شما...
*تهیونگ بلند شد و جونگکوک رو بلند کرد و محکم بهش اسپنک زد*
تهیونگ:چیزی نشنوم ، پسر شیطون. امشب حسابی تنبیه میشی
جونگکوک: منو بزار زمین ، برام مهم نیست که چی فکر میکنی...منو بزار زمین ، تو حق نداری منو اینجوری بلند بکنی *تهیونگ دست های جونگکوک رو که سعی میکرد بهش مشت بزنه رو با یک دست گرفت*
*تهیونگ خم شد و داخل گوش جونگکوک زمزمه کرد*
تهیونگ: هر چی بیشتر دست و پا بزنی بیشتر از شکستنت لذت میبرم ، از روز اولی که دیدمت چشمامو گرفتی و حالا دارمت
*جونگکوک نمیتونست باور بکنه چی میشنوه کیم تهیونگ ، استاد سرد مشهور و خوشتیپ دانشگاه که همه روش کراش دارن داره اعتراف میکنه که روی جونگکوک کراش داره؟ این یعنی...کراشش هم گیه و اونو دوست داره ، تهیونگ با جونگکوک تو بغلش وارد اتاق VIP بار شد و در رو بست و آروم جونگکوک رو روی تخت گذاشت و روش رفت*
جونگکوک: ن...نمیخوام ، بزار برم...
*تهیونگ با اخم جونگکوک رو روی رونش گذاشت و دستشو دور کمرش پیچید*
تهیونگ: تو مال منی ، پس نمیتونی از این جلوگیری بکنی ، نگاهت رو به خودم دیدم و میدونم تو هم روی من کراش داری *تهیونگ آروم کمر جونگکوک رو لمس کرد و داخل گوشش زمزمه کرد* پس بزار امشب ازت مراقبت بکنم
*تهیونگ بدون اینکه منتظر جواب بمونه شروع به بوسیدن جونگکوک کرد ، لب های نرم جونگکوک رو بوسید و مکید و گاز گرفت و لبش رو وارد دهن جونگکوک کرد ، جونگکوک از شدت تحریک محکم پیراهن تهیونگ رو گرفته بود و گونه هاش قرمز شده بود*
تهیونگ: دقیق مثل یه بانی کوچولو ، لب های نرم و شیرین و از شدت تحریک فقط میخوای به فاک بری...براش التماس بکن ، میخوام بشنومشون
جونگکوک: ته...تهیونگ...من...من میخوام داخلش باشی...من...میخوامت... *جونگکوک دوباره لب هاش رو روی لب های تهوینگ کذاشت و خواستار یک بوسه دیگه شد ، تهیونگ صبرش تموم شد و تمام لباس های خودش و جونگکوک رو پاره کرد و لب های جونگکوک رو جوری میبوسید که انگار آخرین بوسشونه ، تهیونگ میدونست جونگکوک باک*ره است ولی بدون توجه به این لوب رو از کتار تخت برداشت و مقدار زیاده روی سوراخ جونگکوک ریخت و یهویی وارد شد و شروع به تلمبه زدن به نقطه جی پسرک کرد ، جونگکوک از شدت لذت دیگه بدون خواست خودش تاله میکرد و جیغ میکشید و گریه میکرد ، این صحنه برای تهیونگ غیر قابل تحمل بود ، جونگکوکی که داره از شدت لذت میلرزه و جیغ میکشه ، بعد از چند ساعت و در چندین پوزی*شن های متفاوت جونگکوک در بغل تهیونگ خوابش برد*
*تهیونگ موهای جونگکوک رو بوسید و زمزمه کرد* دیگه نمیزارم از جلوی چشمام دور بشی ، پسر کوچولو
#سناریو #بی تی اس #تک پارتی #تکپارتی_بی تی اس #تهکوک
*جونگکوک ، دانشگاه*
*اه...امروز خیلی خستم و سرم درد میکنه ، اصلا حوصله دانشگاه رو ندارم و از همه بدتر اینکه امروز با اون عوضی کلاس دارم ، خودمو روی صندلیم پرت کردم و سرمو روی میز گذاشتم و خوابیدم ، چون خیلی خوشتیپم همیشه سر صندلی های کنار من دعوا است ، همیشه دختر ها سعی میکنن منو اغوا بکنن ولی پوف...من گیم و هیچکس اینو نمیدونه ، تمام دانشگاه روی من و کیم تهیونگ ، استاد دانشگاهمون کراش دارن ، امروز تنها کلاسی که دارم با اونه ، و بعدش مبتونم برگردم خونه و بخوابم ، بخواطر اینکه تمام شب بیدار بودم و فیلم دیدم حوصله ندارم. با شنیدن صدای باز و بسته شدن در و صدای کفش هایی که مخصوص کیم تهیونگ هستن فهمیدم اومده داخل ، پس بدون نگاه کردن بهش کتابم رو در آوردم و روی میزم پرت کردم*
*بعد از کلاس ، تمام طول کلاس لیسا ، دختری که کنارم نشسته بود داشت باهام لاس میزد ولی حتی بهش نگاه هم نکردم ، این خیلی مسخرست. بلندش دم و از دانشگاه رفتم*
*شب ، گی پارتی ، جونگکوک*
*چون دلم میخواسن مست بکنم اومدم گی پارتی ، خودمو روی صندلی پرت کردم و به باریستا گفتم*
جونگکوک: همون همیشگی رو برام بیار
تهیونگ:پس حدسم درست بود
*بعد از چند لحظه متوجه شدم چی میشنوم ، سریع سرمو سمت صندلی کناریم چرخوندم*
جونگکوک: ا...استاد کیم؟ شما...
*تهیونگ بلند شد و جونگکوک رو بلند کرد و محکم بهش اسپنک زد*
تهیونگ:چیزی نشنوم ، پسر شیطون. امشب حسابی تنبیه میشی
جونگکوک: منو بزار زمین ، برام مهم نیست که چی فکر میکنی...منو بزار زمین ، تو حق نداری منو اینجوری بلند بکنی *تهیونگ دست های جونگکوک رو که سعی میکرد بهش مشت بزنه رو با یک دست گرفت*
*تهیونگ خم شد و داخل گوش جونگکوک زمزمه کرد*
تهیونگ: هر چی بیشتر دست و پا بزنی بیشتر از شکستنت لذت میبرم ، از روز اولی که دیدمت چشمامو گرفتی و حالا دارمت
*جونگکوک نمیتونست باور بکنه چی میشنوه کیم تهیونگ ، استاد سرد مشهور و خوشتیپ دانشگاه که همه روش کراش دارن داره اعتراف میکنه که روی جونگکوک کراش داره؟ این یعنی...کراشش هم گیه و اونو دوست داره ، تهیونگ با جونگکوک تو بغلش وارد اتاق VIP بار شد و در رو بست و آروم جونگکوک رو روی تخت گذاشت و روش رفت*
جونگکوک: ن...نمیخوام ، بزار برم...
*تهیونگ با اخم جونگکوک رو روی رونش گذاشت و دستشو دور کمرش پیچید*
تهیونگ: تو مال منی ، پس نمیتونی از این جلوگیری بکنی ، نگاهت رو به خودم دیدم و میدونم تو هم روی من کراش داری *تهیونگ آروم کمر جونگکوک رو لمس کرد و داخل گوشش زمزمه کرد* پس بزار امشب ازت مراقبت بکنم
*تهیونگ بدون اینکه منتظر جواب بمونه شروع به بوسیدن جونگکوک کرد ، لب های نرم جونگکوک رو بوسید و مکید و گاز گرفت و لبش رو وارد دهن جونگکوک کرد ، جونگکوک از شدت تحریک محکم پیراهن تهیونگ رو گرفته بود و گونه هاش قرمز شده بود*
تهیونگ: دقیق مثل یه بانی کوچولو ، لب های نرم و شیرین و از شدت تحریک فقط میخوای به فاک بری...براش التماس بکن ، میخوام بشنومشون
جونگکوک: ته...تهیونگ...من...من میخوام داخلش باشی...من...میخوامت... *جونگکوک دوباره لب هاش رو روی لب های تهوینگ کذاشت و خواستار یک بوسه دیگه شد ، تهیونگ صبرش تموم شد و تمام لباس های خودش و جونگکوک رو پاره کرد و لب های جونگکوک رو جوری میبوسید که انگار آخرین بوسشونه ، تهیونگ میدونست جونگکوک باک*ره است ولی بدون توجه به این لوب رو از کتار تخت برداشت و مقدار زیاده روی سوراخ جونگکوک ریخت و یهویی وارد شد و شروع به تلمبه زدن به نقطه جی پسرک کرد ، جونگکوک از شدت لذت دیگه بدون خواست خودش تاله میکرد و جیغ میکشید و گریه میکرد ، این صحنه برای تهیونگ غیر قابل تحمل بود ، جونگکوکی که داره از شدت لذت میلرزه و جیغ میکشه ، بعد از چند ساعت و در چندین پوزی*شن های متفاوت جونگکوک در بغل تهیونگ خوابش برد*
*تهیونگ موهای جونگکوک رو بوسید و زمزمه کرد* دیگه نمیزارم از جلوی چشمام دور بشی ، پسر کوچولو
#سناریو #بی تی اس #تک پارتی #تکپارتی_بی تی اس #تهکوک
- ۱۲.۸k
- ۱۲ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط