در نیمهشبِ خستۀ تهران
در نیمهشبِ خستۀ تهران
بغلم کن
در بارش بیوقفۀ باران
بغلم کن
در ساعت تنهایی یک کوچۀ بنبست
در اوج ترافیک خیابان
بغلم کن
من هرگز از احساس دلم دست نکشیدم
حالا که شدم واله وحیران
بغلم کن
نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد
هربار تو با چشم درخشان
بغلم کن
بیدلهره و دغدغه از کوچه گذر کن
یکبار دگر با دل و جان
بغلم کن
عمرم نفسم..همه کسم..عمرم..
بغلم کن
در بارش بیوقفۀ باران
بغلم کن
در ساعت تنهایی یک کوچۀ بنبست
در اوج ترافیک خیابان
بغلم کن
من هرگز از احساس دلم دست نکشیدم
حالا که شدم واله وحیران
بغلم کن
نگذار که سرما به تنم اُخت بگیرد
هربار تو با چشم درخشان
بغلم کن
بیدلهره و دغدغه از کوچه گذر کن
یکبار دگر با دل و جان
بغلم کن
عمرم نفسم..همه کسم..عمرم..
- ۲.۷k
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط