{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از تو به من

از تو به من
ریشه ای که نهال
هم نشد
از من به من
بوی لاشه ی افکار
می آید
یک روز حرف هایم درونم انفجار
خواهد کرد
و
تکه پاره های تنم
به رویت پرت خواهد شد
طاقتی که تاق
نشده است ازمن
سزای بود و نبودت
است
بودی که رویا
می شود
و نبودی
که سر از واقعیت در می آورد
مردم شعرم را نمی خوانند دیگر
از مرز یاوه گذشته ام
چه کنم
می خواهم
ریزلرزه های شعرم
جلوی انفجار پایان قصه ام را بگیرد
دیدگاه ها (۲)

نفس هایم را میکارمعشق دارد خفه می شودریشه میدوانم به جانهر چ...

زن هــا پـیــر نمـی شـونـدکلــاسیـک مـی شونــد ...

خودت را در پرانتز بنویستنهایی ات را تشــــــدید بگذارآغوشت ر...

احساس آدمهای مرده را دارمهمه دوستم دارنداماهیچکس مرا نمیبیند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط