پارت ۲
پارت ۲
گنگ آروم کلاس
پا شدم صورتمو شستم یه روتین پوست رفتم بعد یه روتین دندون بعدشم با دستگاه موهامو روتین کردم
صبحانه رو که خوردم
لباس پوشیدم
کیفمو گرفتم رفتم طرف دانشگاه
اوف پیاده رفتم نفسم رفت
رفتم بالا درو باز کردم
هیچ حرفی نزدم
فقط پنج نفر تو کلاس بودن
همون لحظه یکیشون گفت: بچه کوچولوی کلاس اومد هههههاااااا
همه بلند خندیدن
حرفی نزدم ولی دلم می خواست خفه شون کنم
گفتن : ههی گاو کری یا لال
بازم حرفی نزدم
یکیشون اومد طرفم
نمی دونستم چیکار کنم
لباسمو گرفت و بلندم کرد
گفتم: دستتو از لباسم بردار
آروم دو تا قدم رفت عقب
دستشو برد عقب بعد دستش با سرعت باد وزید و یه سیلی خورد تو صورتم
صورتم یه طرف موند
خون تو دلم آب شد ولی واقعا دستش سنگین بود
از نیمکت اومدم بیرون
موهاشو گرفتم همینجوری با سر کشیدمش،عقب
_آی آییییی روانی چیکار می کنی ااااااااآاآا
بچه ها جلو نیومدن
پامو محکم زدم تو شکمش و سرشو به شدت باد زد به نیمکت
ناگهان پرید بغلم که هولم بده
منم با پا به شدتی زدم که خورد به پنجره ی کلاس و پنجره شکست کل پشتش خونی بود
برای ادامه لایک و کامنت فراموش میشه
گنگ آروم کلاس
پا شدم صورتمو شستم یه روتین پوست رفتم بعد یه روتین دندون بعدشم با دستگاه موهامو روتین کردم
صبحانه رو که خوردم
لباس پوشیدم
کیفمو گرفتم رفتم طرف دانشگاه
اوف پیاده رفتم نفسم رفت
رفتم بالا درو باز کردم
هیچ حرفی نزدم
فقط پنج نفر تو کلاس بودن
همون لحظه یکیشون گفت: بچه کوچولوی کلاس اومد هههههاااااا
همه بلند خندیدن
حرفی نزدم ولی دلم می خواست خفه شون کنم
گفتن : ههی گاو کری یا لال
بازم حرفی نزدم
یکیشون اومد طرفم
نمی دونستم چیکار کنم
لباسمو گرفت و بلندم کرد
گفتم: دستتو از لباسم بردار
آروم دو تا قدم رفت عقب
دستشو برد عقب بعد دستش با سرعت باد وزید و یه سیلی خورد تو صورتم
صورتم یه طرف موند
خون تو دلم آب شد ولی واقعا دستش سنگین بود
از نیمکت اومدم بیرون
موهاشو گرفتم همینجوری با سر کشیدمش،عقب
_آی آییییی روانی چیکار می کنی ااااااااآاآا
بچه ها جلو نیومدن
پامو محکم زدم تو شکمش و سرشو به شدت باد زد به نیمکت
ناگهان پرید بغلم که هولم بده
منم با پا به شدتی زدم که خورد به پنجره ی کلاس و پنجره شکست کل پشتش خونی بود
برای ادامه لایک و کامنت فراموش میشه
- ۹۱
- ۲۲ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط