{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماند

تو خواهی رفت، دیگر حرف چندانی نمی‌ماند

چه باید گفت با آن کس که می‌دانی نمی‌ماند؟!
دیدگاه ها (۱)

دیگر عکس هایش آرامم نمی کندمن به دستانش نیاز دارمخدایا بهشت ...

عاشق آن است که حرفش به عمل ختم شودوَرنَه هر مُدعیِ لاف زنی ع...

با لب سرخت مرا یاد خدا انداختیروزگارت خوش که از میخانه، مسجد...

دل نخواهم جان نخواهم آن من کو آن من❤

- غادةالسمان به - غسان کنفانی میگه:می‌دانم که مرا کم داری ام...

خدایا تو می‌دانی آن چه من نمی‌دانم و من نمی‌دانم آن چهتو می‌...

- تو باید می‌ماندی که رفتی؛و پس از آن، جان باید می‌رفت که ما...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط