Forced Marriage

Forced Marriage
Part 59 (Last part)

چند روز گذشته بود

اما این بار همه چیز فرق داشت

دیگه خبری از اون فاصله‌ای که بینمون بود نبود

نه اینکه همه چیز یکدفعه عوض شده باشه

ولی کم‌کم داشتیم همدیگه رو بهتر می‌فهمیدیم

یونا و جونگکوک هم بالاخره رابطه‌شون رو شروع کرده بودن

هر بار که می‌دیدمشون

یاد روزهای اول خودمون می‌افتادم

اون روز توی شرکت

یونا کنارم نشست

×خب خانم وکیل

+چی؟

×بالاخره خوشحال شدی؟

لبخند زدم

+فکر کنم آره

جین از کنارمون رد شد

&بالاخره اعتراف کردی؟

+جین

خندید

عصر که به خونه برگشتم

تهیونگ توی پذیرایی منتظرم بود

ـ خسته‌ای؟

+یکم

کنارش نشستم

چند ثانیه سکوت بود

بعد تهیونگ آروم گفت

ـ جنا

+هوم؟

ـ ممنون

با تعجب نگاهش کردم

+برای چی؟

نگاهم کرد

ـ برای اینکه موندی

لبخند زدم

+تو هم برای اینکه بالاخره حرف زدی

چند لحظه نگاهم کرد

بعد لبخند کوچیکی زد

اولین روزی که همدیگه رو دیدیم

فکر نمی‌کردیم یه قرارداد ساده

بتونه همه چیز رو تغییر بده

اما حالا

اون چیزی که با اجبار شروع شده بود

دیگه فقط یک ازدواج نبود

یه انتخاب بود


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱۱)

سلام قشنگام 🍒✨خیلیاتون برای اینکه پارت آخر رمان شوگا غمگین ب...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝒆’𝒔 𝓒𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 34کالسکه بالاخره به قصر رسید.ویولت ا...

فیک جدید داریمم 𝑭𝒐𝒓𝒈𝒊𝒗𝒆 𝑴𝒆 رینا تنها کسی بود که شوگا واقعا ...

𝑴𝒂𝒇𝒊𝒂 𝑴𝒊𝒏𝒆توی دنیای مافیا اعتماد کردن به دشمن بزرگترین اشتبا...

رمان جدید از جینه 𝑨 𝑪𝒂𝒔𝒆 𝑪𝒂𝒍𝒍𝒆𝒅 𝑳𝒐𝒗𝒆بعد از یک اتفاق تلخ زندگ...

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

𐙚₊˚⊹ 𝑺𝒆𝒂𝒔𝒐𝒏 𝑻𝒘𝒐 ⊹ 𝑷𝒂𝒓𝒕07⊹˚₊𐙚کوک:ـ نمی‌دونم، شاید مثلاً بری ب...

پارت ۱۹۷

𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅 𝒕𝒐 𝒕𝒉𝒆 𝑼𝒏𝒘𝒂𝒏𝒕𝒆𝒅𓂃 ࣪˖ ִֶָ 🪽Part 13وقتی از تالار بیرون او...

پارت ۵۰ صبح روز بعد، لینا جلوی آینه ایستاده بود و به حرف‌های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط