{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای او که نمی داند تلفظ نامش چه "حالی" دارد

برای او که نمی داند تلفظ نامش چه "حالی" دارد

به غروب خیره می مانم
انگار قرار است
تا همیشه ،
بی طلوع بماند
آدمها گم می شوند
یکی در مه
یکی در غبار
یکی در دود
یکی در خاک
و بی رحم ترینشان ،
بین شما
با ردِ پایی که هر از چند گاه
چون نسیم سحر پس می زند پرده ی اتاق را
دیدگاه ها (۱)

لام روز پنجشنبه تون بخیر وشادی

♥♥♥♥♥♥

سه فرشته مهربون دردنیاهست اولیش به کبوترهای عاشق دونه میده د...

ﺯﻣﺎﻥ ﻃﻮﻻﻧﻲ ﻣﻴﺸﻮﺩﺑﺮﺍﻱ ﮐﺴﺎﻧﻲ ﮐﻪ ﻏﺼﻪ ﺩﺍﺭﻧﺪ.ﮐﻮﺗﺎﻩ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﻱ ﮐﺴﺎ...

«غروب بی پایان»تارهای سازم را به بندبند روحم گره زده ام. چشم...

فضای سالن بزرگ بیمارستان به یک محراب سوگواری تبدیل شده بود. ...

---# 🩸 Red Line | مرز سرخ## پارت ۲ | اولین شبصدای تیراندازی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط