کمیل می دونست شهید میشه ؟
کمیل می دونست شهید میشه ؟
بله.....انگار یقین داشت و برای اون روز همیشه لحظه شماری میکردند .... شهید یک دوست صمیمی داشت ، که ایشون به مراسم تشییع نرسیدن... ، ایشون رو شب سوم یا هفتم در مزار شهدا زیارت کردم ، شب سالگرد شهدای بیشه سر ، 32 شهید ،
این بنده خدا ضمن گریه فراوان خاطره ای رو از یک جر و بحث شوخی گونه و دوستانه نقل میکنه که ایشون با اقا کمیل یک مجادله دوستانه ای میکنه ، آقا کمیل میگه که من سی و سومین شهید محل هستم ، ایشون میگه نه من سی و سومی هستم ، اصلا کمیل قبول نمیکنه... میگه نه من هستم اینو بزودی میبینی !
بله.....انگار یقین داشت و برای اون روز همیشه لحظه شماری میکردند .... شهید یک دوست صمیمی داشت ، که ایشون به مراسم تشییع نرسیدن... ، ایشون رو شب سوم یا هفتم در مزار شهدا زیارت کردم ، شب سالگرد شهدای بیشه سر ، 32 شهید ،
این بنده خدا ضمن گریه فراوان خاطره ای رو از یک جر و بحث شوخی گونه و دوستانه نقل میکنه که ایشون با اقا کمیل یک مجادله دوستانه ای میکنه ، آقا کمیل میگه که من سی و سومین شهید محل هستم ، ایشون میگه نه من سی و سومی هستم ، اصلا کمیل قبول نمیکنه... میگه نه من هستم اینو بزودی میبینی !
- ۸۳۲
- ۰۱ آبان ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط