مانهوای من سگ دیوانه شوهر سابقم را رام کردم

مانهوای من سگ دیوانه شوهر سابقم را رام کردم.
توضیح : یه زنی همراه با شوهرش زندگی میکر د او عاشق پدرش بود یه روز پدر دختر میمیره در روز خاک سپاری شوهر دختر به آن برگه طلاق میدهد دخترم که از لحاظ روانی آمادگی این کار شوهرش را نداشته با شمشیر به پای او حمله کرد (که خوبم کرد 😅) بعد شوهر آن زن را به مکانی دور تبعید کرد در یک جای زمستانی او در راه با مردی که مثلاً محافظش بود به مشکل بر میخورد و به او حمله میشود .
و حمله میکند 🤣.
بعد کودکی او را در آن مکان نجات میدهد زن بچه را به کاخ زمستانی خود میبرد و آموزش میدهد .





اگه شما نمیتوانید جایی برای خواندن این مانهوا پیدا کنید در روبیکا بگردید ،
یا در کامنتا بگید یکم براتون اسپویل کنم 🤭




راستی قسمت دارک این داستان بعدن رو میشه 😶
دیدگاه ها (۰)

بچه ها مدرسه از رگ گردن به شما ( و البته من ) نزدیک تره 🤣چه...

اول فکر کردم داره فحش میده 🤣

حق 🥹🥹🥹

مین جی تند خم شد نگاهش کرد ، اخم هایش بیشتر تو هم رفت و این ...

☬⁠。⁠)⁩ عشق آغشته به خون (。☬⁠。⁠)⁩(。☬⁠。⁠)⁩پارت ۳۴ (。☬⁠。⁠)⁩چشم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط