{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باریـک تَـر از مویِ سَـرت ، گـردن مـا بـود

باریـک تَـر از مویِ سَـرت ، گـردن مـا بـود
آن روز ، کـه مـو هـایِ تـو در باد رَهـا بـود

جَـنـگـی شـده بِـیـن مَـن و مـو هـای بُـلنـدَت
در خانه میانِ مـَن و تـو صُلح و صَفا بود

از عِـشـق چـه تَـصـویـر جَـدیـدی بِـنـویـسـم
چشمانِ تو مربوط به این حاشیه ها بود

لَـبخـند زدی ، قـالـبِ شـِعـرِ من عَـوض شُـد
در شِـعر من اِنگـار ، اَلَـم شَـنـگـه بـه پـا بـود

تـقدیـر مَن این بـوده کـه دَرگـیر تـو باشـم
در فـالِ مـن اِحسـاسِ تـو از غِـیر جُـدا بود

بـِـسـیـار شَـبـیـهـی تـو بـه بَـرنـامـه ی کـودک
آن دُخـتـرکِ مَـزرعـه داری کـه " حَـنـا " بـود


#سعید_شیروانی
دیدگاه ها (۱)

باید چروک های دلم را اتو کنمبا دکمه های پیرهنم گفتگو کنمدلشو...

‌‏من فقط ...فقط میام یه بوس از چشات میکنمو میرم !

بی تو...در حصارِ این شبِ سیاهعقده های گریه شبانه امبر گلو شک...

#فلامینگو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط