{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اندوه دلم

اندوه دلم
رازی ست که در سکوت شبانه
                          با ستاره‌ها گفته‌ام !

اندوه دلم،
اشک‌هایی‌ ست که بی‌صدا
در سایه‌ های خیال ریخته‌ ام !

اندوه دل من،
نه در کلمات می‌گنجد !
نه در فریاد !
بلکه،
در لرزش یک برگ
در وزش نسیمی‌ست بی‌خبر

آری،
اندوه دلم
نه از جنس سخن است !
نه تصویر !
بلکه ضربانی‌ست
که در تاریکی زمزمه می‌کند :

                    " من هنوز زنده‌ام !! "
داخل قطار
قطاری که کندتر از عمر می‌گذرد
و باد و برف
سیلی بر پنجره هایش می‌کوبند
دیدگاه ها (۰)

گااهی "دلم" می خواهد"کفش هایم" را "تا" به "تا"           بپو...

آدما گاهی دلشون میگیره، بی دلیل حال و هوای دلشون ابری میشه، ...

‏«کلماتی که از دل بر می‌آیند هرگز بیان نمی‌شوند، در گلو گیر ...

هیچ چیز را به «بعداً» موکول نکن،بعداً، قهوه سرد می‌شود،بعداً...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط