{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میرومـ

میرومـ
در این سیاهی شبـ هجوم سڪوت سقف اتاقم را میلرزاند
پر میشوم از هیچ
قلبم می ایستد از این همه لرزش دستانمـ
میرومـ
چمدان بسته منتظر یڪ نگاه تلخ تو
ڪه مهر شود بر دلی ڪه بی سند عاشقتـ شد
میرومـ
با خود مرور میڪنم تشنه ی حرفهای توام اما
قسم به چشمانت سڪوت ڪن
میرومـ
دیدگاه ها (۲)

آدم باید یک خانه در خیالش داشته باشد،یک خانه ی مثلا جنگلی!که...

حالم‍ــ ـ ـ چق‍ــدر ب‍ـَده! از اون احوالی که غم میره میشینه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط