{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینم از اولین اوسی من میدونم که بد شده

اینم از اولین اوسی من (میدونم که بد شده🔪)
اسم: استاتیک
داستان زندگیش:
این بنده خدا قبلا انسان بوده
روحش ترکیبی از عزم(دیترمنیشن) و صبوری بود
یه دختر ۹ ساله که از تمام AU های چند جهانی و همه چیز میدونست
اما از شانس بد این دختر،عمو نایتمر متوجه این موضوع میشه و از نظر خودش این دختر بنده خدا رو یک برگه تقلب میبینه (یعنی بجای اینکه پسرای خودشو (همون کیلر و هارور و داست و کراس خودمون) توی یه خط زمانی جدید بفرسته تا جاسوسی کنه این دختر خیلی راحت براش توضیح میده چه خبره)
پس...
کیلر رو میفرسته که دختره رو بدزده و بیارتش اینجا و برای همیشه زندانیش کنه (کاش من جای دختره بودم🗿)

دختره هم که همش لج میکرد و اطلاعات درست و حسابی و غلط به عمو نایتمر گل ما میداد، عمو نایتمر ما عصبانی شد و بهش گفت که اگه درست حسابی بهم جواب ندی ننه بابات رو به گ میدم (که داد بابا ننش رو جلوی خودش شکنجه داد و بعد کشت)
اخر سر دختره قبول کرد که تسلیم شده بود (چرا؟ چون عزمش بخاطر جادوی نایتمر تیره شده بود)

چند سال بعد، دختره ۱۴ سالش شد
هنوز زندانی نایتمر بود
دختره از اینکه نایتمر اش استفاده میکرد تا به اهداف کثیفش برسه متنفر بود (از خدات باشه من که بودم قربون صدقشم میرفتم🌚)
برای همین یواشکی یک خنجر( که مال زندانی های قبلی عمو نایتمر بود که کشته شدن) زیر تختش پیدا کرده بود
میدونست که اگه خود*کش*ی کنه دوباره زنده میشه(چون عزم داره)
پس...
با خنجر روحش رو نصف کرد و عزمش را از روح صبوریش جدا کرد
و با نصف روح(همون روح صبوری) زندگیش رو به پایان رسوند(خودت میدونی منظورم چیه)
نایتمر وقتی جن*ازه و روح تکه تکه شده دختر رو دید خیلی عصبانی شد
هیچ جوره نمیتونست کاری کنه
نه میتونست روحش رو جذب کنه
نه میتونست زندش کنه
اخر سر هارور جن*ازه این بچه رو خورد(نوش جونت داداش)
اما...(تازه این شروع داستانه کجاشو دیدی🗿)
یک اتفاقی افتاد
کد این دختره باگ خورده بود، وقتی میخواست
روح ازبین بره کدها گلیچ خوردن، چون دختر خودش روح خودش را نصف کرد و با همون نصف روح خودش را کشت
همین شد که کد این دختر تبدیل به گلیچ غیرقابل تغیر(فقط_خواندنی) شد چون تکه ای از
روح دختر صبوری بود و قدرت صبوری حرکت نکردن و کند کردن زمان و حملات بود
همین شد که دختر زنده شد و روح عزمش را جذب کرد اما هیچ حرکتی و هیچ کسی نمیتونست اونو ببینه
حتی ارور ۴۰۴ و ارور
بعد از زنده شدن دختر کد های مولتی‌ورس این بنده خدارو توی جاهای رندم اسپان کردن(مثلا یهو دیدی کنار خودت اسپان شد)
چون پاک کردن این گلیچ غیر ممکن بود(هیچ کس نمیتونه این گلیچ رو تغیر بده یا پاک کنه حتی اینک و ارور هم نمیتونه)
با این‌حال
این گلیچ بعد از ۳ماه که در جاهای مختلف اسپان شده بود
از کدهای بقیه کپی گرفته بود و فهمید که روح عزمش مثل یک باتری کار میکنه تا بتونه کد های خودش را تغییر بده
هین شد که فرم اسکلتی اندرسواپ سنس(همون بلوبری خودمون) رو کپی گرفت و کد خودش را وارد فرم اسکلتی که کپی گرفته بود کرد
بعد از این اتفاق همه میتونستن اونو ببینن
همین شد که فهمید که وقتی وارد یک جسم شده یک حاله قدرتمند داره
که هرکسی نزدیکش میشه(وارد حاله قدرتش میشه)
تمام قدرتش خنثی میشه (میتونست همه چیز رو خنثی کنه)
اما بدی کار اینجاست که چون کد بوده و وارد یک جسم شده
حرف زدنش به صورت کدهای برنامه نویسی هستش
همین باعث میشه که هیچکس حرف هاش رو متوجه نشه
همین شد که اینک و ارور متوجه این گلیچ شدن
اینک وقتی برای اولین بار میبینتش
اسمش رو بوم غیر قابل تغیر گذاشت
اما ارور....
ارور شاهد همه چیز بود
همه چیز رو دید و شنید
برای همین اسمش رو استاتیک گذاشت
چون همیشه در جاهای مختلف اسپان میشه
استاتیک درواقع احساسی نداره(۱۸٪ داره)
اما با این‌حال تصمیم گرفت که پیش ارور توی انتی وید زندگی کنه
اولش ارور نمی‌خواست استاتیک رو پیش خودش نگه داره
اما چون استاتیک یک حاله قدرتمند داره و همه چیز رو خنثی میکنه(حتی پرتال ها) برای چرت زدن و استراحت کردن و دیدن سریال اندرنولا پیش خودش نگه میداره
بعد از چند روز ارور بهترین دوست و همراه استاتیک شد
استاتیک خیلی کم حرف میزنه و چیزی نميخوره
سرو صدا نمیکنه و فقط یک گوشه میشینه
همراه خوب و آرومی هست
ارور تنها کسی هست که حرف های استاتیک رو میفهمه
چون زبان مادری ارور کد هست(فکر کنم اگه اشتباه بود بهم بگید چون داستان ارور رو یادم نیست)
همین شد که استاتیک به عنوان همراه یا حیوان خانگی ارور(از نظر نایتمر)
شد
پایان.
اگه نظر و سوالی از این اوسی دارین توی کامنتا بگین با تشکر🌚
دیدگاه ها (۱۰)

د اخه 🗿

ادامش بدید

اگر دیدید نیستم بدانید که دارم درس میخونم👍

از ته گالریم ببینید چی پیدا کردم(اخریش خداست🤣)

پارت ۱۲۱

پارت ۱۲۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط