تاریکی وجود ام با نور ات گرم شد
تاریکی وجود ام با نور ات گرم شد
شب های باران خورده ام با حرف هایت روشن شد...
وجود ام و تاریکی گرفته...من خار داشتم...ولی خواستی پیشم باشی...شدی نور درونم....دازای اوسامو
شب های باران خورده ام با حرف هایت روشن شد...
وجود ام و تاریکی گرفته...من خار داشتم...ولی خواستی پیشم باشی...شدی نور درونم....دازای اوسامو
- ۱.۹k
- ۲۶ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط