{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Forest Vampire

Forest Vampire
Part 4



ساعت 10 :45 دقیقه


ناظم. بچه‌ها برین تو چادر هاتون تا چند دقیقه دیگه معلماتون برای حضور و غیابتون میان
بچه ها. چشمم (همه به داخل چادر هاشون رفتن
ا/ت. خوب چطوری میخاین بریم بیرون وقتی کلی نگهبان دور و بر اردوگاه نگهبانی میدن؟
یونا. وقتی از چادر رفتیم بیرون همه پشت سر هم حرکت میکنیم در ضمن اینجا کلی درخت داره میتونیم پشت ونا قایم بشیم ولی باید حواستون باشه صدایی از خودتون در نیارید و زیاد توی دید نیاید و اینکه چراغ قوه ها رو هم تا وقتی از اردوگاه بیرون نرفتیم نباید روشن کنیم چون با نورش میتونن پیدا مون کنن
نوا. اوکیه
خانم لی. (معلمه و وارد چادر ا/ت و دوستاش میشه ) خوب بچه ها حضور غیاب میکنم نوا یونا مینسو و ا/ت همگی هستید؟
همه. بله خانم
خانم لی. خوبه شب خوبی داشته باشید بچه‌ها
نوا. شما هم همینطور خانم لی
مینسو. شب بخیر
( خانم لی رفت و بچه ها رفتین زیر پتو هاشون و خودشون رو به خواب زدن تا حضور غیاب تموم بشه و از اردوگاه برن بیرون دل تو دل بچه ها نبود که ببین تو این جنگل چه خبره که کسی هزاران ساله حتی جرعت نکرده پاشو توش بزاره همه بجز ا/ت..... ا/ت میترسید درسته همه میترسیدن اما ترس ا/ت خیلی بیشتر از بقیه بود ون هر کاری کرد که بچه‌ها از رفتن منصرف بشن اما بی‌فایده بود و چاره ایم نداشت نمیتونست رفیق نیمه راه بشه چند مین بعد بلخره حضور غیاب تموم شد و همه خوابیدن و فقط نگهبانا اطراف اردوگاه گشت میزدن تا امنیت بچه ها رو تامین کنن)

ساعت ۱٢

نوا. بچه‌ها حاضرین؟ ( اروم
مینسو یونا ا/ت. اره ( اروم
یونا بچه ها یکی یکی از چادر بیاین بیرون و پشت سر من بی سر صدا بیاین چراغ قوه هاتونم روشن نکنین (اروم
مینسو نوا ا/ت. باشه (اروم

(بچه ها اروم از چادرشون ومدن بیرون و خیلی محتاط حرکت کردن اما همین که به میخاستن از اردوگاه خارج بشن پای ا/ت روی یه تیکه چون خشک رفت و چون خرچچییی صدا کرد و شکست)

یکی از نگهبانا. صدای چی بود؟
نگهبان دوم. نمیدونم صدا از ون طرف بود
نگهبان اول. من میرم ببینم چی یود
نگهبان دوم. منم باهات میام

(ا/ت و بچه‌ها پشت درختای بزرگ قایم شدن و با دستشون جلوی دهنشونو گرفتن که صدایی ازشون بیرون نیاد چون اگه لو میرفتن تو دردسر بزرگی می افتادن)

نگهبان اول نزدیک درختی که ا/ت پشتش قایم شده بود ومد ا/ت محکم دستشو رو دهنش فشار میداد قلبش داشت محکم تر از همیشه میزد
نگهبان همین که خواست پشت درخت و نگاه کنه یهو.......


ادامه دارد.........
دیدگاه ها (۴)

با منطق اره...

Forest VampirePart 5نگهبان دوم. لوهوووو زود باش بیا اینجاانگ...

شوهر دارم 😎❤️

Forest VampirePart 3ادمین. بچه ها کلی تا شب بازی های چالش بر...

پارت حذف شده

love Between the Tides⁶⁹گوشیم زنگ خوردا/ت: جانمچهیونگ: سلام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط