عطر و بوی یک نوستالژی
عطر و بوی یک نوستالژی
تابستان که از میانه می گذشت، انگار روزها کش می آمد. طولانی و طولانی تر می شد و روزهای آخر مرداد روزهایی بود که بوی خوش زندگی، کوچه پسکوچه ها را پر می کرد و تلاش برای تهیه آذوقه و چاشنی های زمستانی آغاز می شد. به هر خانه ای که سر می زدیم بساط تهیه ترشی و مربا فراهم بود و بوی خوش رب خانگی دهان را آب می انداخت.
در آن سال ها زمستان که می آمد دیگر در هیچ میوه فروشی گوجه، خیار و بادمجان و مانند آن پیدا نمی شد و برای همین خانواده ها به فکر می افتادند تا مایحتاج و خوردنی های زمستان و چاشنی هایی مانند رب را پیشپیش تهیه کنند.
تهیه رب از چیدن گوجه فرنگی تا رساندن آن به خانه ها، شستن گوجه ها، گرفتن آب آن و مهیا کردن آتش و هیزم، کارهایی زمانبر در روزهای آخر تابستان بود که شهریور را به مهر و تابستان را به پاییز پیوند می زد.
بوی خوش سوختن هیزم و رب آتشی انگار بوی زندگی بود و تکاپوی رب جوشاندن به رسمی دیرینه تبدیل شده بود که تقریبا تا دو ماه ادامه داشت.
بچگی های آن زمان با این بوی آشنا، با چرخیدن در اطراف آتش و دیگ های بزرگ رویی و مسی و برداشتن سبدهای چوبی که روی دیگ ها می گذاشتند تا با قل قل گوجه فرنگی رب به اطراف پاشیده نشود و چشیدن های پنهانی و به ویژه مزه مزه کردن آنچه از رب در ته دیگ و اطراف آن باقی مانده بود، انگار خوشمزه تر می گذشت و چه حیف که بچه های این زمانه آن همه زیبایی، همکاری و همدلی را کمتر می بینند.
لایک وبازنشر ممنون میشم دوستان 🫶🏼❤️
#نوستالژی
#نوستالژی_ایرانی
#کافه_نوستالژی
#روزمرگی
#انگیزشی_های_مبینا
#انگیزشی_انرژیمثبت
#انگیزه_زندگی
#ویسگون
#اکسپلور
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
#ازاکسپلوراومدی_فالوکن
#جذب_فالور
تابستان که از میانه می گذشت، انگار روزها کش می آمد. طولانی و طولانی تر می شد و روزهای آخر مرداد روزهایی بود که بوی خوش زندگی، کوچه پسکوچه ها را پر می کرد و تلاش برای تهیه آذوقه و چاشنی های زمستانی آغاز می شد. به هر خانه ای که سر می زدیم بساط تهیه ترشی و مربا فراهم بود و بوی خوش رب خانگی دهان را آب می انداخت.
در آن سال ها زمستان که می آمد دیگر در هیچ میوه فروشی گوجه، خیار و بادمجان و مانند آن پیدا نمی شد و برای همین خانواده ها به فکر می افتادند تا مایحتاج و خوردنی های زمستان و چاشنی هایی مانند رب را پیشپیش تهیه کنند.
تهیه رب از چیدن گوجه فرنگی تا رساندن آن به خانه ها، شستن گوجه ها، گرفتن آب آن و مهیا کردن آتش و هیزم، کارهایی زمانبر در روزهای آخر تابستان بود که شهریور را به مهر و تابستان را به پاییز پیوند می زد.
بوی خوش سوختن هیزم و رب آتشی انگار بوی زندگی بود و تکاپوی رب جوشاندن به رسمی دیرینه تبدیل شده بود که تقریبا تا دو ماه ادامه داشت.
بچگی های آن زمان با این بوی آشنا، با چرخیدن در اطراف آتش و دیگ های بزرگ رویی و مسی و برداشتن سبدهای چوبی که روی دیگ ها می گذاشتند تا با قل قل گوجه فرنگی رب به اطراف پاشیده نشود و چشیدن های پنهانی و به ویژه مزه مزه کردن آنچه از رب در ته دیگ و اطراف آن باقی مانده بود، انگار خوشمزه تر می گذشت و چه حیف که بچه های این زمانه آن همه زیبایی، همکاری و همدلی را کمتر می بینند.
لایک وبازنشر ممنون میشم دوستان 🫶🏼❤️
#نوستالژی
#نوستالژی_ایرانی
#کافه_نوستالژی
#روزمرگی
#انگیزشی_های_مبینا
#انگیزشی_انرژیمثبت
#انگیزه_زندگی
#ویسگون
#اکسپلور
#فالو_لایک_فراموش_نشه😻❤👉
#لایک_فالو_کامنت_یادتون_نره
#پستای_قبلم_ببین_خوشت_اومد_فالو_کن
#ازاکسپلوراومدی_فالوکن
#جذب_فالور
- ۲.۹k
- ۰۵ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۲۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط