وقتی که دستانم را می گیری

وقتی که دستانم را می گیری

حالِ پادشاهی را دارم که مردمش دوست می دارندش

و یا حالِ شاعری که اولین اثرش سرودِ ملی می شود

وقتی که دستانم را می گیری به همراهِ آن لبخندِ زندگی بخشت

حس و حالِ کودکی را دارم که اولین قدم هایش را برمی دارد

و یا حالِ فیلسوفی

که پس از سال ها

به پاسخِ یک سوالِ جهانی رسیده است

نمی دانی

چه شوری

چه امیدی

چه سعادتی

به جسم و جانم می بخشی

وقتی که دستانم را می گیری
دیدگاه ها (۵)

ﺩﻟﻢ می خواهد ﺁﺭﺍﻡ صدایت کنم:"ﺍﻟﻠّﻬُﻤـَّ ﯾـﺎ ﺷـﺎﻫـِﺪَ ڪُـﻞِّ ...

#خوشمزه_ها

آرامشِ جان...من را در حصار آغوشتحبس کنتا صدای قلبِ "تو"را رس...

وقتی دست هایم را می گیریو به سینه می فشاری...دل دل زدنهای مر...

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط