دانشگاه وانیلی
دانشگاه وانیلی
فیک تهکوک / پارت ۱۹
کوک : حالا خرذوق نشو. بیا بریمخونه
تهیونگ : اوه راست میگی بریم .
ویو توی ماشین :
کوک : انگار داره عروس میبره
تهیونگ : اگه تصادف کنیم چی ؟
کوک : انقدر آروم میرونی اگه حلزون بود تا الان رسیده بود خونه
تهیونگ : نه تصادف میکنیم
کوک : پایین پات یه چیزی به اسم پدال گاز وجود داره تهته
تهیونگ : احمق دور ورتو نگاه کن چقدر شلوغه
کوک : همیشه همینجوریههه
تهیونگ : تهش که میرسیم خونه .
کوک : ...🙂
تهیونگ : اینجور نگام نکن . الان یه بلایی سرمون میاد
کوک : بزن کنار بزار من بشینم
تهیونگ : وسط دانشگاه خودتو کشتی تا رانندگی نکنی
کوک : اگه میدونستم انقدر آروم میرونی خودم مینشستم
《تهیونگ کناره یه خونه پارک کرد . خواست از ماشین پیاده بشه . که دوباره سوال کردنای جونگ کوک شروع شد》
کوک : اینجا کجاست
تهیونگ : خونه .
کوک : خونهی کیه ؟
تهیونگ : خونهی منه
کوک : مگه قرار نبود بریم خونهی من ؟؟
تهیونگ : آره ولی دو روزه اینجا خالیه نمیتونم همینجوری بزارمش
کوک : خیلی خب باشه
تهیونگ : نمیای داخل ؟
کوک : اممم___
تهیونگ : بیا پایین !
کوک : باشه
《تهیونگ رمز در خونشو وارد کرد و وارد شد . جونگ کوک با چشماش همهی در و دیوار هارو نگاه میکرد . خونهی بزرگی بود . نور زیادی نداشت . در اتاقا بسته بودن و پنجره ها قفل شده بودن . انگار خیلی وقته کسی اینجا نیست》
تهیونگ : یکم بهم ریختس ..
کوک : نه قشنگهه
تهیونگ : کیلید برق اونجاست میخوای چراغارو روشن کن
کوک : اوهوم___
تهیونگ : کوک ؟؟
کوک : اومم__
تهیونگ : جونگ کوک !!
کوک : ها چیه ؟
تهیونگ : حواست هست ؟
کوک : آره...تو چند وقت تو این خونه نبودی ته؟
تهیونگ : میدونم همیشه اینجور به نظر میاد که انگار هزار ساله کسی بهش سر نزده .. چون واقعا هم زیاد اینجا نمیام صبحا که میرم دانشگاه . شبا هم میرم دنبال کارم . بخاطر همین زیاد اینجا نمیمونم
کوک : الانم که دیگه کلا نمیخوای بیای اینجا
تهیونگ : نه فقط این خونه . من جایی میرم که تو باشی .
کوک : پس میخوای کجا بمونی ؟
ادامه دارد
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
فیک تهکوک / پارت ۱۹
کوک : حالا خرذوق نشو. بیا بریمخونه
تهیونگ : اوه راست میگی بریم .
ویو توی ماشین :
کوک : انگار داره عروس میبره
تهیونگ : اگه تصادف کنیم چی ؟
کوک : انقدر آروم میرونی اگه حلزون بود تا الان رسیده بود خونه
تهیونگ : نه تصادف میکنیم
کوک : پایین پات یه چیزی به اسم پدال گاز وجود داره تهته
تهیونگ : احمق دور ورتو نگاه کن چقدر شلوغه
کوک : همیشه همینجوریههه
تهیونگ : تهش که میرسیم خونه .
کوک : ...🙂
تهیونگ : اینجور نگام نکن . الان یه بلایی سرمون میاد
کوک : بزن کنار بزار من بشینم
تهیونگ : وسط دانشگاه خودتو کشتی تا رانندگی نکنی
کوک : اگه میدونستم انقدر آروم میرونی خودم مینشستم
《تهیونگ کناره یه خونه پارک کرد . خواست از ماشین پیاده بشه . که دوباره سوال کردنای جونگ کوک شروع شد》
کوک : اینجا کجاست
تهیونگ : خونه .
کوک : خونهی کیه ؟
تهیونگ : خونهی منه
کوک : مگه قرار نبود بریم خونهی من ؟؟
تهیونگ : آره ولی دو روزه اینجا خالیه نمیتونم همینجوری بزارمش
کوک : خیلی خب باشه
تهیونگ : نمیای داخل ؟
کوک : اممم___
تهیونگ : بیا پایین !
کوک : باشه
《تهیونگ رمز در خونشو وارد کرد و وارد شد . جونگ کوک با چشماش همهی در و دیوار هارو نگاه میکرد . خونهی بزرگی بود . نور زیادی نداشت . در اتاقا بسته بودن و پنجره ها قفل شده بودن . انگار خیلی وقته کسی اینجا نیست》
تهیونگ : یکم بهم ریختس ..
کوک : نه قشنگهه
تهیونگ : کیلید برق اونجاست میخوای چراغارو روشن کن
کوک : اوهوم___
تهیونگ : کوک ؟؟
کوک : اومم__
تهیونگ : جونگ کوک !!
کوک : ها چیه ؟
تهیونگ : حواست هست ؟
کوک : آره...تو چند وقت تو این خونه نبودی ته؟
تهیونگ : میدونم همیشه اینجور به نظر میاد که انگار هزار ساله کسی بهش سر نزده .. چون واقعا هم زیاد اینجا نمیام صبحا که میرم دانشگاه . شبا هم میرم دنبال کارم . بخاطر همین زیاد اینجا نمیمونم
کوک : الانم که دیگه کلا نمیخوای بیای اینجا
تهیونگ : نه فقط این خونه . من جایی میرم که تو باشی .
کوک : پس میخوای کجا بمونی ؟
ادامه دارد
#تابع_قوانین_ویسگون #نفر_بعدی_در_کار_نیست #ما_انسانیم_نه_حیوون
#نامجون #جین #شوگا #جیهوپ #جیمین #تهیونگ #جونگ_کوک #تهکوک #یونمین #نامجین #سپ #بی_تی_اس #بنگتن #استری_کیدز #بنگچان #لینو #چانگبین #جیسونگ #جونگین #هیونجین #فیلیکس #سونگمین #هیونلیکس #مینسونگ #فیک_نویس #حمایت
- ۱۵.۳k
- ۱۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط