{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای واژه ی بی معنی، رویایی بی تعبیر

ای واژه ی بی معنی، رویایی بی تعبیر

آغاز ترین پایان ، آزاد ترین تقدیر

من را تو به خود خواندی ، معشوقه ی نا خوانده

دل را به ازل بسپار ، یک دم به ابد مانده

از قلب تو می روید ، نبض غزلی تازه

پنهان شده ای در من ، گمنامِ پر آوازه

تو سایه ی خورشیدی ، تو بوسه ای در بحران

تو دلهره ای آرام ، مهتابِ تر از باران

آرامش طوفانی ، می سازی و ویرانم

رسوایی راز آلود ، می پوشی و عریانم

من حادثه بر دوشم ، من عشق نمی دانم

در هیچ تمامم کن ، تا زنده شود جانم

افشین_یداللهی
دیدگاه ها (۳)

فکر_دیگرانبخش زیادی از زندگی صرف این می شود که دیگران دربارۀ...

سخت است؛ فرانسه خوردن در کافه های تک نفرهانزوا، ...

فاصله گرفتن از آدمهایی که دوستشان داریمبی فایده است !زمانبه ...

اندوه دار من!راه چشمانت را که گم می کنماز بیراهه ی «حرف‌ها» ...

اواز من در دریاست دریا اغاز دنیاست

زندگی، کاروانسرایی است پرآشوب، که هر کس در آن گامی می‌نهد تا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط