{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مورچه ای رامسخره میکردم که عاشق یک تفاله چایی بود

مورچه ای رامسخره میکردم که عاشق یک تفاله چایی بود،
خودموفراموش کردم که زمانی عاشق آشغالی بودم که فکرمیکردم آدمه...
#fatemeh
دیدگاه ها (۲)

آیا ما اصفهانی ها خسیسیم؟!لطف مکرر اصفهانی، قحطی و خساست...ا...

زُلفــــــــــــــــــــــــبر بــــاد دهــــــــــــــــی ❌...

دم غروبه وتنگه دلمباخودمم میجنگه دلمتویی حس قشنگه دلمدریا در...

هیچکس مثل من نکشیده درد روکی مثل من تنها موندهخاطره ی تو کنا...

ای خداا وقتی پنج شش ساله بودم بابام گفت این بازی رو دوستش بر...

او نمیداند که هنوزم نفس هایم به جانش بند است اما من دیگر نمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط