۲ ستاره و ۳ ماه

۲ ستاره و ۳ ماه

پارت۶۱

فلش به ساعت ۸(لباسا رو بعدا براتون میزارم)
آنیا و آیسا و بکی و اوین رسیده بودن
آنیا رفت دستشویی و نمیتونست ذهن بکی رو بخونه
بکی[هه هه الان دزموندا میان]
آیسا✨️[همونطور که حدس میزدم خوبه الان میتونم یه نفرو موقتی پیدا کنم و واری کنم دمیتریوس دست از سرم برداره البته که اون منو دوست نداره ولی خب با کسی باشم کمی میترسه و نزدیکم نمیشه]
آیسا یکم رفت جلو:ببخشید آقا من از شما خوشم اومده میتونیم باهم وقت بگذرونیم؟[اوفففف دروغ گفتن چه آسونه ولی ها]
اولکا(اسم پسره هست و اولکا هم اسم پسر هم دختر پس دیگه همیننن)
اولکا[واووو دختره چه خوشگله ولی من هنوز نمیخوام وارد رابطه بشم]:حتما خانم اسمتون چیه؟
آیسا: آیسا هستم خوشبختم
اولکا:منم اولکا خوشبختم
ولی ببینید باید یه جیزیو بدونید
آیسا:چیو
اولکا:ببینید من فعلا نمیخوام وارد رابطه بشم ولی امشب یه دختره میاد دیسکو اون دست از سرم بر نمیداره اگه میشه امشبو فقط تظاهر کنیم؟
آیسا:چه جالب منم همینطور امشب یه دمیتریوس میاد اینجا میخوام کاری کنم دست از سرم برداره
دیدگاه ها (۹)

برگشتم پارت 3دامیان:( بیاد با انیا مهربون باشم اگه نباشم منو...

راز هایی که مارا کنار هم آوردند=پارت۴فردای اون روز، آنیا از ...

P20انیا از شدت خسته گی قش کرد رو تخت و همین طور دامیان فردا ...

۲ ستاره و ۳ ماهپارت ۷۷یه نفر از اونجا رد میشد اون کارت رو دی...

عشقی حقیقی

✨ **عشق سلطنتی ✨ پارت ۵****آنچه گذشت؛**ایلا با نقش کشیدن خود...

عشقی حقیقی

دختر کوچولو p13 در باز شد و چهار زن وارد اتاق شدن یکی از اون...

آوای شب پارت ۲۵ویو نویسنده انیا بعد از اون اتفاق دیروز از ار...

عشق غیر منتظره پارت ۴۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط