توی یک کوچه ی این شهر عجیب خونه ایی بود ودوتا یارغریب/مرد
توی یک کوچه ی این شهر عجیب خونه ایی بود ودوتا یارغریب/مردمش بس که جفا کرده بودند، دل این دویارو خون کرده بودند/عده ایی گرفته بودن علی رو علی هم میزدن فاطمه رو/باطناب بسته بودن همسرشو کشیدم به خاک وخون پیکرشو/یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود شهری بود بهش میگفتن مدینه این حکایت مال اون سرزمینه.....
کوچیکتر که بودم این نوحه رو خیلی میخوندم واقعا محشره
کوچیکتر که بودم این نوحه رو خیلی میخوندم واقعا محشره
- ۱.۵k
- ۱۴ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط