{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#رمان

#رمان
پارت۱
ساعت۷صبح:
سپیده:خدایا اینا دیگه چه چیزی هستند؟مگر ما این ها را خوانده ایم؟
ستایش:غزاله حالت خوبه؟چیزی شده؟
یاسمین:راست میگه رنگت عین گچ شده است
سپیده:به خدا من تا صبح داشتم درس میخوندم اصلا این ها را ندیدم
یاسمین،ستایش:تقلب میخواهی؟؟
سپیده الان تمام اهنگ های بی تی اس و بلک پینک توی سرم دارن رژه میرن خدایا میشه الان مدرسه خراب بشه تا این امتحان کوفتی تموم بشه
یاسمین،ستایش:قشنگ زده به سرش
ستایش:این خانمی که من دیدم در هر صورت امتحان برگزار میکنه
عسل:اه خنگا شما فقط یاد دارید حرف بزنید از یک کیپاپر توقعی نیست
(عسل بدو میره پیش خانم و میگه این ها دارن حرف میزنند)
خانم:ایالت خودمختار(اسم گروهمان)
ما همه با شنیدن صدای خانم از جا میپریم بله خانم
عسل با یک لبخند ملیح کنار خانم ایستاده(احساس ما:زنگ تفریح میبینیمت)
خانم:شما سه تا برگه هاتو نو بیارید
سپیده:خدا اصلا منو دوست نداره(خانم وقتی میخواست برگه ها رو بگیره زمین شروع به لرزیدن کرد )
سپیده:خدایا اشتباه کردم ولی شکرت
همه در حال جیغ و فریاد بودند (ستایش:یک لحظه احساس کردم دنیا دارد روی سرم خراب میشود با خودم گفتم خدایا خودت مراقب دوستام باش یکدفعه یک اجر روی سرم افتاد)
بیرون از کلاس
یاسمین:ستایش کجاست؟
یاسمین،سپیده:نکنه هنوز داخله....
بچه ها کسی ستایش ندیده؟
بچه ها:نه فکر کنیم داره یک گوشه به بی تی اس فکر میکنه
عسل:اون خل و چل یعنی کجاست؟
سپیده، یاسمین:سااااکت باش
سپیده و یاسی بعد از مدتی ستایش را پیدا میکنند
ستایش:اینجا کجاست؟مدرسه؟پس چرا خرابه ؟
سپیده ویاسمین میزنند زیر گریه
خانم:بچهرهل من بهترینم پس همه چیز و درست میکنم
یاسمین :اگه عرضه داشتی ما را درست میکردی
سپیده:والا
ستایش:وات؟شما چی دارید میگید من حالم خوب نیست سپیده میکشمت اخه اینم دعا بود تو کردی؟
توی مدرسه دنبال هم
خانم:برین این دو تا را جدا کنید
خانم:سپیده باز چیکار کردی؟
ما:هیچ کار
به من مربوط نیست هر سه تاتون از اول کتاب بنویسد حتما کار اشتباهی کردید
عسل:به افتخار خانم(خود شیرین)
سپیده خدایا ازت....
ستایش،سپیده:ساکت شو تو دیگه حق دعا کردن نداری سپیده:😨
بچه ها اگر خوشتون امد برای روح صنم جون دعا کنید🙏🙏
دیدگاه ها (۱۵)

بچه ها ببخشید داستان خیلی طولانی شد داستاد نابود شد مجبور شد...

تولد هیونگمون هپی و مپی💖💖💖💖💖💖بچه ها امروز بتر کونیم اکسوالا

بچه ها این داستانی که میخواهیم بزاریم برای شادی روح صنم جون ...

پارت ۱ ویو ا.ت با اینکه خیلی خونده بودم ولی بازم خیلی برای ا...

چند پارتی از هیونجین ( درخواستی ) p2--روزا دارن هی سخت تر می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط