ای برگ
ای برگ
مرا با سبزی خود در آغوش بگیر،
من درخت برهنهی پاییزم،
که میلرزم.
ای باران
مرا سیراب کن،
من ماسههای کویرم،
از سرزمین گرم و خشک.
باد الک میشود
با گذر از میان دستانم.
گرم کن مرا
ای تو که خورشیدی!
من از پیشترها، اینجا ایستادهام
پنهانشده در کلمات،
چون سایهی درختان
بر چشمههای جوشان.
مرا با سبزی خود در آغوش بگیر،
من درخت برهنهی پاییزم،
که میلرزم.
ای باران
مرا سیراب کن،
من ماسههای کویرم،
از سرزمین گرم و خشک.
باد الک میشود
با گذر از میان دستانم.
گرم کن مرا
ای تو که خورشیدی!
من از پیشترها، اینجا ایستادهام
پنهانشده در کلمات،
چون سایهی درختان
بر چشمههای جوشان.
- ۵۳۵
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط