امشب اين دل گشته بينِ سينه گم
امشب اين دل گشته بينِ سينه گم
مهدي صاحب زمان آيد به قم
شالِ ماتم را به سر انداخته
نالهاش بر جان شرر انداخته
گويدش اي عمهي چشم انتظار
آمدم بالين تو من بى قرار
آمدم در شهر قم يارت شوم
من در اين غربت پرستارت شوم
طاهره، مرضيه، ماهِ عالِمِه
اي كريمه، اي رضيه، فاطمه
اي كه نامت شبه نامِ مادرم
در برت با يادِ مادر مضطرم
عمه جان معصومه بين بسترى
لحظه ى ناله شبيه مادرى
مهدي صاحب زمان آيد به قم
شالِ ماتم را به سر انداخته
نالهاش بر جان شرر انداخته
گويدش اي عمهي چشم انتظار
آمدم بالين تو من بى قرار
آمدم در شهر قم يارت شوم
من در اين غربت پرستارت شوم
طاهره، مرضيه، ماهِ عالِمِه
اي كريمه، اي رضيه، فاطمه
اي كه نامت شبه نامِ مادرم
در برت با يادِ مادر مضطرم
عمه جان معصومه بين بسترى
لحظه ى ناله شبيه مادرى
- ۶۳۲
- ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط