قمار باز
قمار باز
پارت ۲
اما دستش رو هوا موند چشامو باز کردم دیدم پسره دست بابام گرفت و گفت
_ ببخشید اقای کیم اما دخترتون دیگه مال منه یادتونه؟ پس شما حق ندارید دست روش بلند کنین فهمیدید؟
ب. ا. ، ساکت شد و دستشو اورد پایین،
_ گفتم که فهمیدید؟، داد،
ب.ا . ب.. بله
_ خوبه
+ لازم نیس از من دفاع کنی خودم زبون دارم
_ اولن درست حرف بزن دومن برو وسایلتو جمع کن من دیرم شده حوصله ی جر و بحث با تو رو ندارم
+* مرتیکه فکر کرده کیه دستور میده به من *( الان داشت تو ذهنش حرف میزد)
+ چشم الان میرم
_ بدو
ویو ا. ت
رفتم تو اتاقم که مثلاااااا وسایلتو جمع کن اما نقشه ی فرارمو کشیدم، از پنجره میرم پایین بعد میرم خونه ی سوهی تا چند وقتی میمونم بعد یه خونه پیدا میکنم، چند دست لباس و چیزای لازم رو ورداشتم، سریع از پنجره رفتم پایین،بعد چند مین رسیدم خونه ی سوهی و در زدم، درو باز کرد ( علامت سوهی&)
+سلام بدبخت
&بدبخت عمته... چرا اومدی؟
+ خب دلم خواست اومدم خونه ی دوستم مشکلش چیه؟
& هیچی فقط دوس پسرم خونه ی منه
+ اشکال نداره نمیخوام که بخورمششش
&😐
+ منحرف بدبخت منظورم اون نبودددد
& باشه بابااااا بیا تو
ویو جونگکوک
اَههههه این دختره کدوم گوریههه، رفتم دم در اتاقشو سه بار در زدم جواب نداد
رفتم تو اتاقش که دیدم هیچ کسی تو اتاق نیس و همین جوری در پنجره بازه خوبه بهش گفتم فکر فرار به سرت نزنه به چپشم نبود خب پرنسس خودت خواستی وقتی پیدات کردم بدجور تنبیهت میکنم، به سوهو زنگ زدم که بگم پیداش کنه
(مکالمشون)
_...
حمایت کنین جیگرااا🥹🥹🥹
امیدوارم خوشتون بیادددد🫠
اگه حمایت کنین سه تا پارت براتون هروز میزارممم
پارت ۲
اما دستش رو هوا موند چشامو باز کردم دیدم پسره دست بابام گرفت و گفت
_ ببخشید اقای کیم اما دخترتون دیگه مال منه یادتونه؟ پس شما حق ندارید دست روش بلند کنین فهمیدید؟
ب. ا. ، ساکت شد و دستشو اورد پایین،
_ گفتم که فهمیدید؟، داد،
ب.ا . ب.. بله
_ خوبه
+ لازم نیس از من دفاع کنی خودم زبون دارم
_ اولن درست حرف بزن دومن برو وسایلتو جمع کن من دیرم شده حوصله ی جر و بحث با تو رو ندارم
+* مرتیکه فکر کرده کیه دستور میده به من *( الان داشت تو ذهنش حرف میزد)
+ چشم الان میرم
_ بدو
ویو ا. ت
رفتم تو اتاقم که مثلاااااا وسایلتو جمع کن اما نقشه ی فرارمو کشیدم، از پنجره میرم پایین بعد میرم خونه ی سوهی تا چند وقتی میمونم بعد یه خونه پیدا میکنم، چند دست لباس و چیزای لازم رو ورداشتم، سریع از پنجره رفتم پایین،بعد چند مین رسیدم خونه ی سوهی و در زدم، درو باز کرد ( علامت سوهی&)
+سلام بدبخت
&بدبخت عمته... چرا اومدی؟
+ خب دلم خواست اومدم خونه ی دوستم مشکلش چیه؟
& هیچی فقط دوس پسرم خونه ی منه
+ اشکال نداره نمیخوام که بخورمششش
&😐
+ منحرف بدبخت منظورم اون نبودددد
& باشه بابااااا بیا تو
ویو جونگکوک
اَههههه این دختره کدوم گوریههه، رفتم دم در اتاقشو سه بار در زدم جواب نداد
رفتم تو اتاقش که دیدم هیچ کسی تو اتاق نیس و همین جوری در پنجره بازه خوبه بهش گفتم فکر فرار به سرت نزنه به چپشم نبود خب پرنسس خودت خواستی وقتی پیدات کردم بدجور تنبیهت میکنم، به سوهو زنگ زدم که بگم پیداش کنه
(مکالمشون)
_...
حمایت کنین جیگرااا🥹🥹🥹
امیدوارم خوشتون بیادددد🫠
اگه حمایت کنین سه تا پارت براتون هروز میزارممم
- ۱۳.۳k
- ۱۶ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط