{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌عبور می کنم از تنِ

‌عبور می کنم از تنِ
خسته ی شب
قدم به قدم
بی تابِ آغوش توأم
چشمانت را
ببند بگو که منتظری
دیدگاه ها (۱۵)

بیـک تـحلمـت ردیت للبیـت وفتحت ألباب بیـدک من أجیـتــکومحاضن...

چنت تگلی احبک قبل لتنام هسة تغیرت مالک خلگ تحچی جنت بدگة منی...

می‌پرسند:مجـــــــــــــــــــردی، یا متأهــــــــــــــــــ...

تمنیتـک تحبنی وتـنچـوی بـنـاریوگبالی واگعدک عاشک ومعشــوکواح...

برایت آغوش میشومو عطر تن داغت راتن پوش عشقم می‌ڪُنمو لحظه لح...

غزل ۱۸۶۷ از دیوان شمس مولانا

༄ུ* شب چشمانت ڪَره می‌زند مهتاب را بر مدار عشق ... و نیلوفر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط