{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
کاش مے شد
بعضے از خاطره ها را
در کیسه اے مشکےریخت
گره زد؛
و به دورترین نقطه ذهن پرت کرد؛
و بعد زیر لب گفت:
آخیش راحت شدمــ!!!.
دیدگاه ها (۲)

این شهرپر از صداےمردمےست کههمچنان که تو را مےبوسندطناب دارت ...

اینجا....حریم من است.... حریم قلب کوچکم....! قفس تنهایےمن......

اگر پرنده را در قفس بیندازےمثل این است که پرنده راقاب گرفته ...

بَــــرخـے اَز اِنـســـانـهـا مـانـنـد یـــڪ " گُـلـے" هـسـت...

ای کاش آدم بعضی ازحس‌ها را هیچ گاه تجربه نمی‌کرد!ای کاش همنش...

P¹⁸سوآه لبخند زد.«ما پنج نفریم.»چه‌یون لبخند زد و دستش را وس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط