برادر غیرتی من

پارت ۹
هوجو : باید بگی ددی اگر جونتو دوس داری
یون : من جونمو دوس ندارم
هوجو : به من ربطی ندارع باید بگی ددی
یون : نمیگم
هوجو : باشه خودت خواستی
که دندوناش رو تو گردنم فرو کرد و شروع به خوردن خونم کرد
یون : هر چقدر هم اذیتم کنی نمی‌گم
به حرفم اهمیت هم نداد
۱۰ مین بعد تقریباً تمام خونمو خورده بود و چشمام سیاهی می رفت
ولی من هنوزم اون کلمه روبه زبون نیاورده بودم ( فرزندم بگو دیگه )
هوجو : هنوزم تسلیم نمیشه
سرمو به نشونه ی نه تکون دادم
هوجو : خودتو قوی نشون دادی تسلیم شو
یون : م م من ت ت تو ب بچگیم خیلی ش شکنجه شدم تسلیم نمیشم
هوجو : خیال کردی من کاری میکنم تسلیم بشی
که میخواست اون بلا رو سرم بیاره ( منحرفا می‌فهمن)
خودمو کشیدم عقب
هوجو : بگو پس
یون : نه نمی‌گم
و رفتم سمت پنجره ارتفاعش زیاد بود اگه می‌پریدم شاید یه بدنم زخم میشد یا یه جایی از بدنم میشکست
هوجو : ارتفاع اینجا زیاده نمی تو نی بپری
یون : میتونم
هوجو : اگه بپری هر شب تو اتاقتم و تو دانشگاه بهت سخت میگیرم
یون : شب نمیتونی بیایی تو اتاقم به دیوارش سیر آویزون میکنم درسمم از همه بهتر هیچ وقت نمره کمتر از ۲۰ نیاوردم
هوجو : من به سیر حساسیت ندارم
در حال بحث کردن بودیم که فهمیدم داره میاد سمتم همون موقع پریدم پایین احساس خوبی داشتم و پاهام قشنگ روی دیوار بود و داشتم روی دیوار راه میرفتم ولی یهو هوجو به خفاش تبدیل شد و اومد جلوم
هوجو : هر کاری هم کنی نمیتونی ازدست من فرار کنی
هوجو : اوه راستی پدر مادرت پنج دقیقه دیگه میرسن
با این حرفش باهام سست شد و افتادم بغل هوجو
یون : چی برای چی میان خونه ی تو
هوجو : تا در مورد تو حرف بزنن
یون : من چیکار کنم
هوجو : میری می‌شینی تو اتاق من
یون : باشه
و رفتیم تو اتاق هوجو که در خونش رو زدن
هوجو : من میرم تاوقتی برگشتم همین جا میمونی
یون : باشه
ویوی هوجو
یون رو گذاشتم تو اتاقم بمونه و رفتم درو باز کردم
ا/ت : سلام آقای جانگ
هوجو : سلام بفرمایید تو
و بعد خانم و آقای کیم رفتن تو و نشستن رو مبل
ته : خب آقای جانگ یون که یکی از شاگرد های شماست پسر ماست ولی یه افسردگی نادر داره که توی کل این سال ها فقط توی اون دیده شده
ا/ت : ما اومدیم به شما بگیم که بهش سخت نگیرید چون اگه عصبانی بشه خودشو میزنه اگر هم تو کلاس دقت کرده باشید دور دستاش بانده بخاطر این که همش مشت میزنه به دیوار و همش چاقو دستشه
هوجو : من بهش سخت نمی‌گیرم اون کلا درسش خوبه من تا الان دوتا آزمون گرفتم و اولیش که نبود ولی دومی بود و بیست شد من تا قبلش نمره ی بیست تو کلاس نداشتم
تقریبا ۲۰ مین بعد رفتن و من رفتم تو اتاقم
هوجو : دستاتو بده
یون : چرا
هوجو : بده تو حرف نزن
دستاشو داد من و ...........
شرط
۵۰ تا کامنت بزارید
🐾💜
دیدگاه ها (۶۶)

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

پارت نهیون: جیغغغغغغغیونگی: مرگ عوضی دهنتو ببند یون: تو توی ...

سرنوشت پارت (۱۲)

True Love②④ا/تا/ت: امیدوارم دیگه هیچوقت نبینمت تهیونگ: مراقب...

Forbidden love⑨حالم خیلی بد بود چشمام پر از اشک شده بود و دس...

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان انتقام ازدواج کامل

رمان عشق ممنوع

سکوت 🖤🥀𓆩 پــارت بیست‌وهفتم 𓆪 🖤🥀اسما به صفحه‌ی خاموش گوشی خیر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط