{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سر مبارک

سر مبارک
در باز شد تو تالار یزید، دیدند زن و بچه را به طناب بستند، اصل پاکی و طهارت، سر مبارک را داخل طشت طلا گذاشتند، آن ملعون شراب می خورد، اضافه ی شراب را پایین تخت روی سر مبارک می ریزد، یکی از زنها مؤمنه سر را با گلاب شست، دوباره آوردند، شروع کرد با چوب خیزران زدن، می گفت: عجب لب و دندان قشنگی داری حسین! کجایند بزرگان من ببینند چی کردم با تو ... .
دیدگاه ها (۲)

ساربان در کتاب الوقایه الحوادث آمده خانه خدا را زیارت می کرد...

داغ دیده آدم وقتی داغ می بینه، خودش را می زنه، اول داغ هر چی...

پیشینه یک ضرب المثل پرکاربرد!نقل است که شیخ الرئیس ابوعلی سی...

آیا میدانید ذخر الحسین کیست؟در جنگ صفین بود که امیرالمومنین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط