{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم تو اتوبان مرفتم ددم ه بچه ا رو موتور خوابش برده

داشتم تو اتوبان ميرفتم ديدم يه بچه اي رو موتور خوابش برده بود و داشت مي افتاد باباش هم اصلا حواسش نبود.
رفتم کنارش هر چقدر بوق ميزدم نمي فهميد.
آخرش رفتم جلوش و سرعتمو کم کردم تا ايستاد بهش گفتم :
پس چرا حواست به بچه ات نيس ؟؟؟
ي دفعه دو دستي زد تو سرشو گفت :
اصغر پس ننه ت کوووووووو؟؟
دیدگاه ها (۱)

ً

واقعاً

از این فراق تو آقا…نمونده به چشمام سویــــیینی میشه یبار بگم...

کدوم؟خودم یـــک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط