{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هرکس که ساختن زندان انفرادی به کله اش زده آدم جالبی بوده

هرکس که ساختن زندان انفرادی به کله اش زده آدم جالبی بوده و خوب می دانسته چطور با آدم ها بازی کند

یعنی درست تر آن است که بگویم می دانسته آدم بزرگترین دشمن خودش است،

لازم نیست او را بزنند یا زیر شکنجه لت و پارش کنند

بهترین راه این است که خودش را با خودش تنها بگذارند تا خودش دخل خودش را بیاورد!

جیرجیرک
احمد غلامی
دیدگاه ها (۱)

می خواستم بمانمرفتممی خواستم برومماندمنه رفتن مهم بود و نه م...

خدایابرای خاموشی شب های انتظارمفقط یک فوت کافیستخاموشم کنخست...

با هم رفتیم اطراف سبزوار، گشت زنی توی یک دهِ کوچک. آنجا بود ...

نگاهم کنمی خواهم صدایت را بشنوممحمد غفاری

با خارها راهش را میبندم:شباهت یمانی احمدالحسن و بهائیت

رمان:یخبندان تاریک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط